مرا که این لحظه از شب دریافتم

مرا که این لحظه از شب دریافتم
دلیل نخواستن ها ونبودن ونیامدن هایت را وسیل اشکهای سوزانم خبراز
اندوهی بی پایان میدهد را بخاطرت
بسپار ،مرا که هیچکسی مانندم نخواهدبود به عاشق تو بودن وبرای تو مردن ،مرا فراموش نکن که دوایی برای دله دردمندم ندارم ،مرا که در اوج بیکسی هایم به امیدی دل بسته بودم
همینکه تو به ارزوهایت رسیدی من پای
خدا را میبوسم ...
دیدگاه ها (۰)

حتی به اندازه گذشت کردن از یک خطا هم مرا نمیخواست ،آنقدر آتش...

سالهاست که ندیده ام تورا،زیرا ،به اجبار مرا تسلیم خواسته ات ...

همینکه کودک احساسم را بسویتروانه میکنم ،همینکه میخواهم احساس...

برعکس من تو هرروز زیباتر میشوی ومنپراضطرابتر،،،کافیست ،بس اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط