{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و داداشم هر دیقه و ثانیه

من و داداشم هر دیقه و ثانیه
دیدگاه ها (۲۱)

داستان امروز:داشتم تو رستوران قدم میزدم که صدای بانی اومد ول...

یه دیقه بانی رو تو خونم تنها گذاشتم خونمو آتیش زدی لعنتییی

ادامه داستان امروز: خب بعد از اینکه گیلیچ ترپ رو از بلاب جدا...

داستان امروز :خب خب امروز فردی بهم زنگ زد و گفتش که به سالن ...

من اون داداشم وقتی دوستام پیش از حد گوه میخورن🤣🤣ولی هستی در ...

عارهع دیقه داداث

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط