{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت اگه یه ماشین زمان داشتی

- گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی ،
باهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟
+ دستامو دور لیوانِ چای سفت حلقه کرده بودم ،
نگاش کردم ، گفتم : هیچ‌کدوم !
- گفت : دِ بگو دیگه ، یکیشونه انتخاب کن !
+ گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ،
نه می‌رفتم گذشته ، نه می‌رفتم آینده !
- گفت : پس چیکار می‌کردی دیوونه ؟!
+ گفتم : زمان رو همین‌ جا متوقف می‌کردم و
تا ابد به بهونه‌ی سرد شدنِ این فنجون چای
همین‌ جا پیش تو می‌موندم : )💜🌱
دیدگاه ها (۳)

چه کشیدم:)دل تنگم و دلتنگ نبودى که بدانى چه کشیدمعاشق نشدى ،...

به شادیِ عمیقی نیاز داریم؛- یک صبح سرد زمستانی از خواب بیدار...

- تو دفترِ خاطراش به زیبایی نوشته بود :‹ دلتنگی شبیه یه دردِ...

گل گفت : امروز یکی بهم گفت چه گله خوشگلیشازده کوچولو گفت : خ...

mafia lave. پارت نهم

پارت دوازدهم:سری تکون دادم ولی خب نمیخولستم با لینو برم برای...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۷صدايي زدم. همونجور چشم بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط