مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

‌ ‌ ‌باران را دوست دارم! طبیعت نفس تازه می‌کند.

‌ ‌ ‌باران را دوست دارم! طبیعت نفس تازه می‌کند.
بوی خاک نم خورده و تنه‌ی خیس خورده‌ی درخت بلوط، فضا را عطرآگین کرده.
چه نرم و آهسته به پنجره می‌کوبند قطرات باران؛ درست مثل اشکی که پشت پلک‌هایم آهسته در می‌زنند.
بخار فنجان قهوه‌ام در هوا می‌رقصد؛ درست مثل یاد تو در خیال من، که هم زیباست و هم تلخ.
در گوشه‌ی شیروانی، جوجه گنجشک‌ها زیر باران بی‌پناه‌اند؛ درست مثل دل من، که بعد از تو بی‌پناه ماند.
کافه در همهمه‌ی مشتریانش غرق شده؛ درست مثل ذهن غرق شده در افکار من.
امروز کیک‌شکلاتی مخصوص، کم شیرین است، شاید تلخی شکلات به آن غالب شده؛ درست مثل زندگی من در نبود تو، شاید غم به آن غالب شده!
از آن بالا نگاه کن. همه چیز آرام و معمول است مگر نه؟
اما هیچ چیز آرام و معمول نیست.
عزیزم! می‌شنوی؟
دیدگاه ها (۴)

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط