عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂
عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂
پارت اول: ☆مردی که احساسی ندارد. ☆
جونگکوک برای ترسیدن ساخته نشده بود. او خود ترس بود، و ترس را میشناخت.
باران بی وقفه روی شیشه های بلند پنت هاوس میکوبید. سئول زیر پایش زانو زده بود، همان طور که خیلی ها سال ها پیش زانو زده بودند. جونگکوک پشت پنجره ایستاده بود، دست ها در جیب شلوار و کتی گرون قیمت اما مشکی، نگاه خالی، سرد، بی رحم. مافیا برایش شغل نبود، ذاتش بود، وقتی اسمش می آمد، سکوت می آمد. وقتی دستور میداد، کسی سوال نمیپرسید. وقتی تصمیم میگرفت... هیچ کس زنده نمی ماند تا اعتراض کند.
«رئیس... دختری جدید وارد محله جنوبی شده.»
جونگکوک حتی برنگشت.
«اسم؟»
«کایرا» همین.
جونگکوک اسم کایرا را تکرار کرد انگار داشت اسمش رو مزه مزه میکرد و لبخند شیطانی زد:«بیارش»
پارت اول: ☆مردی که احساسی ندارد. ☆
جونگکوک برای ترسیدن ساخته نشده بود. او خود ترس بود، و ترس را میشناخت.
باران بی وقفه روی شیشه های بلند پنت هاوس میکوبید. سئول زیر پایش زانو زده بود، همان طور که خیلی ها سال ها پیش زانو زده بودند. جونگکوک پشت پنجره ایستاده بود، دست ها در جیب شلوار و کتی گرون قیمت اما مشکی، نگاه خالی، سرد، بی رحم. مافیا برایش شغل نبود، ذاتش بود، وقتی اسمش می آمد، سکوت می آمد. وقتی دستور میداد، کسی سوال نمیپرسید. وقتی تصمیم میگرفت... هیچ کس زنده نمی ماند تا اعتراض کند.
«رئیس... دختری جدید وارد محله جنوبی شده.»
جونگکوک حتی برنگشت.
«اسم؟»
«کایرا» همین.
جونگکوک اسم کایرا را تکرار کرد انگار داشت اسمش رو مزه مزه میکرد و لبخند شیطانی زد:«بیارش»
- ۳۸۱
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط