{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

P1
سئول شب ها زیباتر می‌شود.
نه چون آرام است.
چون حقیقتی رو پشت این سکوت پنهان می‌کند.
توی این کار حرفه ای است.
ماشین های لوکس از روی آسفالت های نیمه خیس رد می‌شوند.
کافه ها بسته‌اس.
موسیقی کلاب ها بیرون می‌ریزد.
خنده ها بلند تر.
هیچکس درمورد طبقه های پایین هیچ صحبتی نمی‌کند.
اگر کمی عمیق تر نفس بکشی.
بوی باروت.
عطر های گران قیمت.
بوی خون شسته شده با وایتکس.
بوی پول هایی که با امضا تغییر می‌کند.
مرد ها با کت های صاف.
لبخند های حساب شده.
درباره آینده یک آدم تصمیم می‌گیرند.
اما همیشه قدرت دست مردها نیست.
گاهی با صدای پاشنه کفش.
رد سرد عطرش در هوا می‌ماند.
چشمانش مستقیم بود.
بدون حتی لرزشی.
مثل کسی که سال ها پیش.
آخرین ترسش دفن کرده.
پلیس ها وقتی پرونده‌ای زیادی پیچیده میشه.
فقط سکوت میکنن.
کارگاه ها با یک تماس مسیر تحقیقاتشون عوض میشه.
این فقط در یک شب اتفاق میوفته.
جایی که حتی تصویرش نمیشه کرد.
قتل هایی که به اسم خودکشی رد شدن.
بعضی اسم ها هیچوقت تایپ نمی‌شود.
ولی اگر تایپ بشه.
اون آدم قبلی دیگر نخواهد بود.
داستان از جایی شروع نمی‌شود که خون ریخته می‌شود.
از جایی شروع میشه که یک نفر در این شهر تصمیم می‌گیرد.
دیگر قربانی نباشد.
بعضی از این تصمیم‌ها.
همیشه برای همچی تغییر می‌کند.

شرط پارت ۲
لایک ۳۵
کامنت ۲۵
دیدگاه ها (۳)

.

.

شاید که نه ...حتما دارید یکی از این بعضی هایی که از فرشته ها...

بچه ها من قبلا یه سری توضیحات راجب گرگینه ها و فیک داده بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط