{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

P2
دکور داشت عوض می‌شد.
~این طرف
~خیلی منتظرش بودم
جلوی بوم نقاشی وایستادن.
به اثر هنری نگاه میکردن.
~خانم کیم خیلی زحمت کشیدی که این رو آماده کردی به رنگا نگاه کن
سول‌آه با چاقویی تیز، بورنده اثر از وسط چاقو میزنه.
یون جی:حواست هست داری چیکار میکنی دیوونه شدی؟
نیم دایره چرخید.
به یون جی نگاه کرد.
سرد، خمار.
سول‌آه:منم همین میخوام بپرسم
به اطراف نگاه کرد نگاهی که همه ازش حساب میبرند.
سول‌آه:قبل از اینکه مشتری‌ها برسن این رو جمع کنین
از بغل همه رد شد با دست یک نفر وایستاد.
یون جی:چطور تونستی یه اثر هنری پاره کنی؟ تو مزایده گذار ارشدی
سرش کج کرد.
سول‌آه:اگه اون نقاشی میفروختیم نه تنها ابروی مزایده می‌رفت بلکه از نظر قانونی هم مقصر می‌شدی
به راه رفتن ادامه داد.
صدای پاشنه های کفش روی سنگ مرمر میپیچید.
فقط یه ربع دیگه مونده بود تا مزایده شروع شه.
لباس مشکی بلند تنش بود.
آرایش ساده.
منشی زیر لب.
~خانم هان رسیدن
یون جی چرخید نگاهش پر از حسادت بود.
اون تنها چیزی که میخواست ارشد مزایده کننده باشد.
همه سر جای خودش نشستن مزایده شروع شده.
سول‌آه:این اثر جوهر سیاه و نور مزایده رو با صد میلیون وون شروع می‌کنیم پیشنهاد هر بار ده میلیون وون افزایش پیدا میکنه
نگاهاش تیز شده.
لبخند از روی حساب زده شده.
سول‌آه:صد و ده میلیون؟……صد و بیست میلیون؟…صد و سی میلیون؟
بعد پنج اثر رسیدیم به آخرین.
سول‌آه:این اثر بزرگ مرز‌های نقاشی معاصر رو گسترش می‌دهد این اثر نقاشی، پارچه ویژگی های فیزیکی نور باهم ترکیب کرده
انتظار میره بالاترین پیشنهاد بره مزایده رو شروع می‌کنیم
سول‌آه:پنج میلیارد و صد و پنجاه میلیون؟…پنج میلیارد و دویست میلیون؟…پنج میلیارد و سی صد میلیون قبل از بستن مزایده سه بار اعلامش میکنم
نفس ها حبس شده.
سول‌آه:پنج میلیارد و ۳۰۰ میلیون؟…پنج میلیارد و ۳۰۰ میلیون؟.. پنج میلیارد و ۳۰۰ میلیون. بعد از رقابت شدید توی مزایده شماره ۹۶ با قیمت پنج میلیارد و سی صد میلیون وون برد
صدای دست زدن کل سالن پیچید.
افتر پارتی مزایده شروع شد.
یکم ویسکی نوشید.
رفت توی اتاق استراحت نشست روی صندلی از اینه به خودش نگاه می‌کرد یون جی وارد اتاق شد نشست بغل دخترک.
سول‌آه:خانم کیم ما هنوز سر کاریم بوی الکل ازت میاد وقتی با مهمون های وی‌آی‌پی سر و کار داری باید بیشتر حواست باشه
یون جی:مطمئنی فقط به خاطر این که توی کارات دخالت میکنم ناراحت شدی؟
نفس عمیقی کشید.
نشست روی میز به یون جی نگاه کرد.
سول‌آه:کیم یون جی بیا مثل آدم های حرفه ای رفتار کنیم
یون جی خندید.


شرطا
لایک ۲۵
کامنت ۲۰
دیدگاه ها (۷)

.

.

شبنم کوچولو: 8

سایه در گذشته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط