{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مباد که چشمانت را از یاد برده باشم

به ساعت نگاه میکنم:
حدود سه نصف شب است
چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کشدار شبگردان خمیده
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز معمای سبزی رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا می پرم
و خوب می دانم که
سالهاست که مُرده ام...

#حسین_پناهی

#جذاب #خاص
دیدگاه ها (۳)

زنده یاد حسین پناهیبه ساعت نگاه میکنم حدود دو نصف شب استچشم ...

به ساعت نگاه می كنم: حدود سه نصفه ش...

از شوق به هوابه ساعت نگاه میکنمحدود سه نصف شب استچشم میبندم ...

از شوق به هوا به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است چشم میبن...

از شوق به هوا می‌پرم چون کودکیمو خوشحال که هنوز معمای سبزِ ...

از شوق به هوا می‌پرم چون کودکیمو خوشحال که هنوز معمای سبزِ ...

بند رختی وسط طوفانمدستم از پیرهنت کوتاه است ابرها پشت سرم م...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط