گفت چشماتو ببند و به من فکر کن گفتم چشمام رو ببندم نمیب

گفت چشماتو ببند و به من فکر کن. گفتم چشمام رو ببندم نمی‌بینمت. گفت بهتر، دیدن نداره رفتن آدم‌ها. گفتم هرچی تو بگی.
رفت و چشمم بسته موند...
دیدگاه ها (۴)

خسته ام دکتر! از این همه دروغی که خودشون هم باور نمی‌کنند، ا...

مردترکیب سه حرف و شکل گیری یک کلمهکلمه ای که بارها از بی رحم...

از ما گذشتید باشد مشکلی ندارد اصلااما بی صبرانه منتظریم که ا...

«من دوست داشتم که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارموَ بمی...

بهم گفت, عشق ' مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی م...

پارت ۴۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط