{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه برای آنکه باغ جان به شکوفه بنشیند گریزی از هرس کردن

گاه برای آنکه باغِ جان به شکوفه بنشیند، گریزی از هرس کردنِ شاخه‌هایِ سمی نیست. آدم‌هایی که با کلامِ مسموم، بذرِ “تردید” در توانایی‌هایمان می‌کارند و آینه‌ی وجودمان را با غبارِ “ناکافی بودن” کدر می‌کنند، همان علف‌های هرزی هستند که ریشه‌ی انگیزه را می‌جوند. رها کردنِ این “انرژی‌خوارانِ” نامرئی، نه یک بی‌مهری، که یک صیانتِ مقدس از روح است. تا زمانی که ساحتِ زندگی از حضورِ این سایه‌های سنگین پاک نشود، نه مجالی برای تماشایِ زیبایی‌هایِ ناب می‌ماند و نه جایی برای فرودِ انسان‌های زلالی که بویِ باور و آرامش می‌دهند.
دیدگاه ها (۱۰)

من آن دیوارِ بلند و صبور بودم که در برابرِ هجومِ تندبادها، ب...

امروز هم نیامد؛ فقط دیروز بود که دوباره تکرار شد. انگار زندگ...

برخی فضاها، مثلِ همین نرم‌افزار، شبیه به کتابخانه‌هایِ دنجی ...

ما همگی حاملِ نوری خیره‌کننده و تاریکیِ عمیقی هستیم که پا به...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 9-جین نکنه تو هم مافیایی ما نمی دونیم اصلا معل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط