امروز هم نیامد فقط دیروز بود که دوباره تکرار شد انگار ز
امروز هم نیامد؛ فقط دیروز بود که دوباره تکرار شد. انگار زندگی، کاغذِ کاربنی میانِ روزهایمان گذاشته و هر چه بر سرِ “شنبه” رفت، بر تنِ “یکشنبه” هم نقش میبندد. بیدار میشویم، همان فنجانِ همیشگی را از تلخی پُر میکنیم، همان مسیرِ تکراری را با پاهایِ خسته طی میکنیم و شب، دوباره با همان حجم از نرسیدنها به بستر باز میگردیم. خورشید دیگر برای ما طلوع نمیکند، فقط طبقِ عادت، نوبتش را با ماه عوض میکند. ما نه در جریانِ زمان، که در مردابِ تکرار دست و پا میزنیم؛ جایی که بزرگترین اتفاقِ روز، تمام شدنِ آن است.
- ۱۲.۶k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط