{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان است و

زمستان است و
چشم کوچه از انتظارت ، سپید!
پرنده ی مهاجرم!
بگو با کدام برف مینشینی
بر شاخسار تنهایی ام؟
دلواپس سرما نباش؛
اینجا از هیزم دل
آتشی برایت روشن کرده ام ..


#𝐒𝐞𝐭𝐚𝐫𝐞𝐡_𝐊𝐢𝐦𝐢𝐲𝐚
دیدگاه ها (۰)

گفت : از حرفام نرنجیدی...؟گفتم : نه!گفت : ولی هر کی بود یه چ...

همیشه بخشی از آدم جایی جا می ماندآدم میروداما بخش مهمی از او...

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟗𝐏𝐎𝐕 :: 𝐌𝐢𝐤𝐞𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط