{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محبوب من !

محبوب من !
یک سه شنبه پاییز🍂 در کوچه‌ی شما بودم ...
دیدم؛ صدای هق هق گریه می آید
دلم سوخت
جلو رفتم ...
دیدم یک دسته کلید است.
گفتم چرا گریه می‌کنی ؟!
کلید ها گفتند:
ما گم شده ایم
گفتم برای همین گریه می‌کنید؟
کلید ها گفتند: نه !!!
«ما گریه می‌کنیم
چون آنکه ما را گم کرده
دنبال ما نمی‌گردد»
یاد خودم افتادم ...
کنار کلید ها نشستم
من هم با کلید ها گریه کردم ...
دیدگاه ها (۰)

روزهای خوب‌تری می رسد، ما خوب می‌شویم، شکستگی‌هامان را ترمیم...

دلقک ها بدبختند، آقای دکتر. یعنی از نهنگ ها بدبخت تر، دلقک ه...

اما ، خوب من ، این شهر بی تو معیوب است . سیاره بی خورشیدی می...

"Love"GHAPTER:¹PART:¹⁵"پایان فلش بک""ویو ته"وای تهیونگ‌گند ز...

Part ⁶ محکم خوردم به یک چیزی و جیغ خیلی بلندی کشیدم که یکدفع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط