{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۲

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۲

ویو جیا
رفتم حموم وقتی میرم حموم انگار حالم خوب میشه همینطور که دوش میگرفتم بلند بلند با صدا گریه می کردم که صدای در زدن آمد
جیا:کیه(وحشی)
ته:جیا چته در رو باز کن ببینم داری گریه میکنی؟(عصبی)
جیا:برو برو استراحت کن
ته:تا تو بیرون نیای من نمیرم
بعدش دیگه صدای تهیونگ رو نشنیدم حوله ام رو پوشیدم و رفتم بیرون که بله تهیونگ روی تخت نشسته
جیا:ههههه تو اینجایی(ترس و خجالت)
ته:آره مشکلش چیه
جیا:خب برو بیرون میخوام لباس بپوشم
ته:خب بپوش
جیا:ما طلاق گرفتیم خوبیت نداره بدنم رو ببینی خودمم نمیخوام که ببینی
تهیونگ بلند شد و با عصبانیت آمد سمتم و منو توی حصار دستاش گرفت و گفت
ته:یک بار دیگه حرفت رو تکرار کن
جیا:نمی خوام بدنم رو ببینی

ویو نویسنده
تهیونگ جیا رو محکم فشرد و محکم هلش داد رو تخت جیا تقلا میکرد که بره اما تهیونگ حوله جیا رو از بدنش در آورد و دستای جیا رو بالای سرش سنجاق کرد و با مک ها وحشتناک گردن و ترقوه جیا پر از مارک شد و تهیونگ به لبای جیا حمله ور شد و لب های جیا رو کامل تو دهنش کرد زبونش رو وارد دهن جیا میکرد و میچرخوند
ته:جای چنگ و کبودی دستام هنوز روی سینه هاته
جیا:آهههه بسه عههه
و تهیونگ رفت سمت سینه و روی اون ها بوسه میزد و با نوک شون بازی می‌کرد و گاز میگرفت جیا فقط آه و ناله میکرد و به کمرش قوس می‌داد و تهیونگ کمر جیا رو بالا پایین میکرد و پاهای جیا رو انداخت روی شونه هاش و به سمت پوصیه جیا رفت و انگشتش رو وارد جیا کرد
جیا:نکن عاححح نکن عاح
تهیونگ عصبی بود و هیچ حرفی رو متوجه نمیشد و پاهای جیا رو باز کرد گذاشت داخل جیا حتی نذاشت یه خورده عادت کنه و فقط می‌کوبید توش جیا تقلا که کاری کنه تهیونگ بس کنه حتی دستاش هم گرفته بود سرش رو تکوم می‌داد خودش رو بالا پایین میکرد اما روی تهیونگ اثری نداشت و بخاطر اینکه جیا بیشتر درد بکشه شروع کرد به گاز گرفتن نوک سینه های جیا کرد و میمالوندشون و جیا فقط ناله های سنگین میکرد و تهیونگ جیا رو به شکم خوابوند و دوتا دستاش رو توی سینه جیا غرق کرد و این باعث می‌شد رد دستای تهیونگ روی سینه های جیا بمونه و توی جیا بود و از پشت گردن جیا رو گاز میگرفت و جیا فقط ناله میکرد و بالا پایین می شد و رفتن حموم

جیا:عاححح دلم نمیتونم حتی نفس بکشم... آیییییییییی چی کار به سینه هام داری
ته:بدنت زندگیت تک تک تار موهای فرفری همه ماله منه من میخوامش و دارمش و باید بدنت رو ببینم
و از حموم اومدن بیرون و لباس پوشیدن و جیا و تهیونگ تو بغل هم خوابدن و تهیونگ زیر دل جیا رو ماساژ می‌داد

ویو فردا





ادامه دارد.....



یعنی من و اصمات باهم قرار داد بستیم که من وحشی بازی در بیارم
دیدگاه ها (۸)

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۱ویو جیاهوا تاریک شد و داخل همون ا...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۰ویو فردا میز صبحانهبابابزرگ:جیاجی...

برای دیدن لباس راحتی که نیونگ پوشید برو صفحه بعد

من میخوامت دختر عمو پارت ۳ویو فردا صبح جیا:بیدار شدم کار لاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط