{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۱

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۱

ویو جیا
هوا تاریک شد و داخل همون اتاق بودم بدنم درد میکرد جوری که داشتم جون میدادم و می‌میسوختم و فکر فرار به سرم زد و خواستم فرار کنم به سمت پنجره رفتم و میله پرده رو کندم و به دستگیره در بستم و از پنجره آویزون شدم و از در پشتی رفتم سمت جنگل تا تونستم دویدم...و همیطور که می‌دویدم که پام به سیم خار دار خورد و زخم شد اما یه زخم عادی نبود ازش مثل چی خون ریزی می کرد اما اهمیت ندادم و لنگان لنگان کنار درخت نشستم سعی می کردم خون ریزی پا هام کمتر شه.

ویو تهیونگ
اصلا خوابم به چشمام ننشست و تا خود صبح فقط راه میرفتم و به در و دیوار زل میزدم.... بالاخره صبح شد آماده شدیم تا بریم جیا رو پیدا کنیم رفتیم اونجا و همه وارد شدیم و همه آدما رو کشتیم و رفتیم داخل خونه کل خونه رو گشتیم اما خبر از جیا نبود جین رو بردن و من گفتم که همه برن و من رفتم تو جنگل

ته:جیا کجایی...قشنگم کجا پر کشیدی(داد)

همون طور که میگشتم صدای راه رفتن میومد و دیدم ا...اون جیا بود یه چوب دستش بود پاهاش غرق خون و با پارچه بسته بود و جیا با لنگ لنگ زدن داشت راه می‌رفت به سمتش دویدم و بغلش کردم و دستاش نرم پشتم و نوازش میکرد و اشکای من می ریخت

جیا:هیششش چیزی نیست گریه نکن...آخ

ته:جیا! چرا لباست خونیه ها لباست رو بده بالا ببینم

جیا:چیزی نیست زمین خوردم

ته:آره جون خودت زمین خوردی پشت کن ببینم

وقتی لباسش رو دادم بالا پر از زخم و جای شلاق بود و دستم رو انداختم زیر پاهاش و برآید بغلش کردم بردم داخل ماشین بردمش خونه و رفتم زیر زمین و هر کاری با جیا کرد با جین انجام دادم دادمش دست پلیس و رفتم به جیا سر به زنم برای همین رفتم توی اتاقش

ویو جیا




ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۴)

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۲ویو جیارفتم حموم وقتی میرم حموم ا...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۴ویو خونه یوناجیا:خب اینجوری شد خی...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۰ویو فردا میز صبحانهبابابزرگ:جیاجی...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۹ویو میز شامتوماس:مامانی(گریه و نق...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

#پری #part8+ بعد از اینکه رسیدیم یواشکی از بین حیوان ها رد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط