{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۲۲

... : اماده .......شروع کنین

کل مهمونا براشون دست میزدن و مینار و آرتور در تلاش بودن سد ساقدوش های دورشون رو بشکنن . آرتور از چپ رفت که دستشو به مینار برسونه دنیل اجازه نداد از راست رفت تهیونگ اجازه نداد

! داداش رحم کننن

_ رحم در کار من تا انتقام روز عروسیمو ازت نگیرم ول کن نیستم

! ای بابا

مینار هم سعی داره از زیر دست های ساقدوش ها عبور کنه. تا به آرتور برسه

+دوسال صبر کردی ۵ دقیقه هم روش

÷ بزار برم اعهه

× نچ نچ اینجا راهی نمیتونی پیدا کنی

نزدیک ۴ دقیقه همین بند و بساط بود مینار و آرتور هر طرف میرفتن ساقدوش ها مانع رسیدن بهم میشدن که با غفلت یکی از ساقدوش ها مینار تونست در بره و به سمت آرتور بره همون لحظه هم آرتور دست به هم وصل شده دو تا از ساقدوش ها رو از باز کرد و به طرف مینار رفت و وقتی بهم رسیدن محکم همو بغل کردن

... : به افتخارشون دست بزنین

همه از جاهاشون بلند شدن و محکم براشون دست زدن ، چند ساعت گذشت و شام مهمونا داده شد و وقت صحبت باهمدیگه بود . نورا و لارا به سمت مینار رفتن و کنار مینار نشستن و شروع کردن به صحبت کردن باهم

+به به خانم خوشگله چه قدر قشنگ شدی

× ای واییی نورا از صبح مخ منو میخورد میگفت زشت شدم زشت شدم ........یکی نبود بگه تو که زشت بودی ( خنده )

مینار و نورا هر دو خندشون گرفت که نورا گفت

+ وای خدایا من و تهیونگ هم وقتی از ساقدوش ها رد شدیم اینقدر رمانتیک همو بغل نکردیم

÷ اعهه ( خنده )

× اره شما که رمانتیک بودن رد کرده بودین ...... یادته مینار وقتی از ساقدوش ها رد چطور دست همو دادن و همدیگر بوس کردن

÷ همینو بگو

+همینکه هست ( خنده ) ....... میگم چطوره فردا بیایین باهم بریم یه ذره تو شهر قدم بزنیم ؟

× اره من موافقم

÷ اخه قراره ماه عسل دیگه چرا باید بریم پیاده روی ؟

+ ماه عسل شما هفته دیگه ای یه پیاده روی که چیزی نمیکنه

÷ باشه پس بریم

همینطور که اینا میگفتن و میخندیدن آرتور و تهیون و دنیل هم دور از اونا مشغول تماشاشون بودن

& هعییی باورم نمیشه یعنی خواهر های من اینقدر دیدنی بودن که شوهراشون الان غرق نگاه کردنشون شدن

_ نه اینکه خودت اصلا غرق تماشا نبودی

& من ؟ اصلااا

! چرا فقط به لارا نگاه میکردی

& لارا ؟ عمرااا

_ کی میخوای بهش بگی دوسش داری

& دوست چی کشک کی من این دختر رو چرا باید دوست داشته باشم

! دیر یا زود بهش میگه بابا

_ دقیقا

بعد از اینکه هدیه ها هم داده شد مراسم رسما به اتمام رسید و همه رفتن خونه هاشون ولی امان از فردا که کی میدونست چه اتفاقی میوفته ..............
➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️
نظر شما چیه که فردا چه اتفاقی میوفته ؟

شرط
۱۲ لایک
۱۲ کامنت
دیدگاه ها (۸)

پرواز قوها اسلاید دوم لباس نورا اسلاید سوم لباس لارااسلاید چ...

سلام بچه هاااااا روزتون مبارککککک روز ارمی رو به همه ارمی ها...

پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۲۱ویو راوی تهیونگ از م...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۲۰ پرش زمانی به روز...

"پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۴ ویو راوی نورا و م...

* ببینین چه مهربونم شرطا نرسید گذاشتم😊*" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط