{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی نمیفهمه تو سرم چی میگذره. فکر میکنم تنهایی من یه چیز

کسی نمیفهمه تو سرم چی میگذره. فکر میکنم تنهایی من یه چیز ساده نیست، انگار یه سرزمین تاریکه که فقط خودم بلدم از کجا باید واردش شم .
آدما فکر می‌کنن اگه کنارت باشن، دیگه تنها نیستی. ولی من مدتهاست وسط جمعم، شلوغ‌ترین جاها بودم، خندیدم، حرف زدم، اما تهش باز برگشتم همون گوشه‌ی همیشگی ذهنم، جایی که هیچ‌کس حتی نمی‌دونه وجود داره. یه جایی که نه صدا داره، نه نور و نه نیاز به کسی. این تنهایی طوری نیست که با دل‌سوزی یا همدردی نرم شه. یه زخم نیست، یه حقیقتیه که جا افتاده، انگار بخشی از وجودم شده. با خودم میگم شاید این تنها جاییه که هنوز واقعا من، نه اون چیزی که بقیه ازم ساختن یا انتظار دارن باشم. لازم هم نیست کسی بفهمه، شاید سعی در درست کردنش بکنه, و من نمیخوام چیزی درست شه. چون این، تنها چیزیه که هنوز دست نخورده باقی مونده.
دیدگاه ها (۰)

چیزی که توی این دکلمه می‌شنوید، فقط چندتا جمله درباره‌ی متول...

شاید اینجا برای خیلی‌ها فقط یک پیج شخصی باشه؛پیجی بدون موضوع...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

عاقا میدونم یه چیز شخصیه ولی میتونیدرموردش بگید اوه میخوایید...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

~🐻❤️ ادامه‌ی مصاحبه‌ی تهیونگ برای TIRTIR ✨🗣️: اسم TIRTIR چه ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط