{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 36
مارا چیزی نگفت و به جایی که تهیونگ اشاره کرد نشست و بعدشم آ جین سریع رفت پیش مادرش و صندلی کناریش نشست.
مارا هم داشت غذا میکشید و اول هم برای هایجین کشید و بعدشم برای تهیونگ و آ جین و در اخر هم خودش.بی سر و صدا شروع به غذا خوردن کردن و به آ جین هم غذا میداد.
بین غذا خوردن حرفایی بین تهیونگ و هایجین رد و بدل میشد که انقد یواش حرف میزدن مارا متوجه حرفاشون نمیشد
بعد از تموم شدن غذا به خدمتکارا کمک کرد میز و جمع کرد و بعدشم برای پذیرایی از هایجین میوه و ابمیوه برد توی پذیرایی و روی مبل نشست
_خب خانم لی درباره ی کتاب باید از همسرم بپرسید برای فصل دومش
+چرا از من؟
_چون فصل اول درباره ی من بود و کمی هم از تو و اتفاقاتی که افتاد و خب خیلی خوب میشه که فصل دوم رو درباره ی تو بنویسه، اتفاقاتی که برات افتاده و...
+نه من علاقه ای ندارم*جدی
☆پس من همین کتاب رو چاپ کنم؟
_اره
☆باشه
_خب کی کتاب چاپش میاد بیرون؟
☆فردا چاپش میکنم چند روز بعدش میتونید بخیریدش
_اها خوبه
+خب پس همین بود کارتون؟ *جدی
☆بله
+میتونستید زنگ بزنید و بگید
☆زنگ زدم جواب ندادن منم چون باید میرفتم جایی راهم به اینجا میخورد گفتم بیام بگم
+اها
آ جین توی اتاقش ی عروسک خوشگل پیدا کرده بود و میخواست به مادرش نشونش بده از اتاقش اومد بیرون ولی سرش گیج رفت و از پله ها خورد زمین و کل پله ها رو غلط زد و اومد پایین
مارا مشغول صحبت بود که تا دید آ جین داره میافته داد زد . تهیونگ تا دید مارا داره داد میزنه سریع از جاش بلند شد و رفت سمت آ جین و بغلش گرفت. مارا گریه میکرد و هی آ جین رو صدا میکرد اما صدایی از آ جین نمیومد که یدفعه خدمتکارا داد زدن "خوننن"
تهیونگ به سر آ جین دست زد که دستش پر از خون شد مارا همینجوری گریه میکرد
+تهیونگ لطفا یکاری بکن*گریه
تهیونگ سریع آ جین رو برد و سوار ماشینش کرد مارا هم سریع همراه تهیونگ سوار ماشین شد و دستیار تهیونگ سریع بردشون بیمارستان.
رسیدن بیمارستان تهیونگ سریع رفت داخل بیمارستان و به پرستار گفت وضعیت آ جین رو اونا هم آ جین رو سریع بردن پیش دکتر.
دکتر هم با دیدن وضع آ جین گفت سریع باید ببرنش اتاق عمل مارا همینجوری گریه میکرد و پشت در اتاق عمل بود بدجوری حالش بد بود. تهیونگ رفت براش ی لیوان اب اورد و یکم بهش داد و بعدم بغلش کرد




ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ



لایک: ۱۷
کامنت: ۵
بازنشر: ۳
دیدگاه ها (۸)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 15می سو رفت توی اتاقش...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 16اجوما می سو رو برد ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 35_نه شام واستین بعد از شام بگین کارت...

اسلاید اول برای فیک عشق/نفرت هستاسلاید دوم ، سوم و چهارم برا...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 34مارا توی شک بود. لبخندی به اراده رو...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 12گوشیش رو برداشت و یونا پیام داد:_حا...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 15هایجین رفت خونه ی تهیونگ زنگ در رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط