{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست

می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست


رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

#hastm_hanooz
دیدگاه ها (۰)

طُ هرچقدر دور باشیجامانده در قلب منی ......

به آنهایی که قدردان بودنت نیستندنبودنت را هدیه کن..!

با من باش!!!!!

از دو چیز نترس که به دست خداست"روزی و مرگ"و به یک چیز هیچ وق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط