{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#طعمِ

#طعمِ
گسِ
خرمالو
دهانم را بست!
به سکوت گرفتارم کرد
_پاييز مجاور بود_
که واژه ها را در خود حبس کردم
مُشت مُشت
واژه بلعيدم
کُرور کُرور، شعر!
شايد روزى شيرين شود اين کامِ گس
و رهايم کند از اين سکوتِ تلخ
شايد روزی...
دیدگاه ها (۱)

#برف دی هنوز نیامدهسرما بیداد می کند...

#ما را در آورده از پا، این درد چشمْ انتظاری...

#داغ است، هنوز داغ استخاکستری که از توبر روی سینه‌ٔ من خفته ...

#شد خزان گلشن آشناییبازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گل طی ...

روزی...

افسانه‌ی گل صورتیپارت دوم | سکوت یک شاهزادهصبح روز بعد...نور...

‌#بادیگارد_سرد_منپارت ⁹ویو لارا______ادامه‌ی نمایش، در پسِ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط