{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-اگر اتفاقی پیش اومد... 

-اگر اتفاقی پیش اومد... 
-کافیه صدام بزنی!
کافیه صدام کنی جونگکوک، صدات رو میشنوم و پیدات میکنم؛
خودم رو بهت میرسونم حتی اگر فاصله بین جسمهامون یک دنیا باشه!
بوسه اش را روی لبهای او هدیه کرد و زمزمه وار لب زد: 
-قسم به نگاهت... رئیس

پس کجا بود..؟

چرا هر چه فریاد میزد او نمیشنید؟!

̶س̶ر̶خ̶پ̶و̶ش̶
دیدگاه ها (۰)

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

جادویی به نام عشق

صدای مهیب p16

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴بچه ها برای اینکه ...

I want to love you forever part 2

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

خون و عشق 🩸❤️پارت دهمهان با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط