{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه شده بود

دیوانه شده بود! 
دیوانه از نگاهش؛
دیوانه از صدایش؛
دیوانه از حرارت لبهایش؛
دیوانه از برخورد لبها ی سرکشی که کنج لبهایش را سوزانده بود؛ 
دیوانه از نجوایی که گوشش را در خود بلعیده بود!

̶س̶ر̶خ̶پ̶و̶ش̶
دیدگاه ها (۰)

+ دیگه مانند قبل نیستی اوژنیدیگه بوی نعناع نمیدی.دیگه مثل قب...

گریه نکن اوژنی،من را در اشک هایت غرق نکن..تو که نمی‌خوای ژنر...

شاهزاده زیبای من تو قول داده بودی که معشوقه ات را آرام کنی پ...

-اگر اتفاقی پیش اومد...  -کافیه صدام بزنی!کافیه صدام کنی جون...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨وارد محوطه مدرسه که شد، به سر...

پارت 7از زبان برایان چونش رو گرفتم پ اوردمش سمت خودم.. در گو...

MIDNIGHT BET

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط