{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم شاعرم ، بشنو ولی باور نکن!

گفته بودم شاعرم ، بشنو ولی باور نکن!
لطف کن در شعر من اینبار چادر سر نکن!

بارها لب های تو شعر جدایی را سرود
ساده من بودم که گفتم صبحت دیگر‌نکن

من که می‌دانم خدا هم‌بین‌ما حاضر نبود
بیش از این‌ جانا دگر‌ قلب مرا  کافر نکن

من به تنهایی به دنبال تو می‌گردم مدام
پس تو بیش از این‌دگر‌چشمان‌من را تر نکن

اشک هایم را ببین  ای ماه بی مهری مکن
آسمانِ باورم را تار  و بی اختر نکن

تا مگر در کوی تو یک عمر سربازی کنم
یک‌نفس از خدمت صد ساله‌ام کمتر نکن

من قسم خوردم که شعرم گل کند خورشید وار
چون گل داوودی ام در این چمن پر پر نکن😏
دیدگاه ها (۱)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

professor Riddle,p43

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

این شعر#سعدی به صورت افقی وعمودی یک جور خوانده میشودز چهره، ...

جالبهاين شعر به صورت عمودي و افقي يك جور خوانده مي‌شود:←↓از ...

اين شعر به صورت عمودي و افقي يك جور خوانده مي‌شود:از چهره، ا...

این شعر به صورت عمودی و افقی یک جور خوانده می‌شود (ماتریس مت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط