{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم آشفته ي آن مايه ي ناز است هنوز

دلم آشفته ي آن مايه ي ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه ي باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسيد
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گر چه بیگانه زخود گشتم و دیوانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

گر چه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز

این چه سوداست عمادا که تو در سر داری
وین چه سوزیست که در پرده ی ساز است هنوز
دیدگاه ها (۰)

🌸سلام روزتون پربرکت🌸صبح پنج شنبه تون معطر🌸به ذکر عطر خوش صلو...

🌻 ســـلام💗 صبح آخر هفته تون 🌻بخیر و سلامتی 💗امیدوارم زندگیتو...

تقدیم به هرچی رفیق بامرام وبامعرفت

نیایش صبحگاهیخـــــدایـــــا.....شڪر می‌ڪنم تو را بابت نعمت ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

#شعر_معاصر 🍂می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود می‌سوختم از حس...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط