دلم آشفته  آن ماه  ناز است هنوز

دلم آشفته ي آن مايه ي ناز است هنوز

دلم آشفته ي آن مايه ي ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه ي باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسيد
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گر چه بیگانه زخود گشتم و دیوانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

گر چه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز

این چه سوداست عمادا که تو در سر داری
وین چه سوزیست که در پرده ی ساز است هنوز
دیدگاه ها (۰)

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

عاشقانه های شبنم

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

▦🦋▦🦋▦♥▦🦋▦🦋▦🦋▦باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

هـر دو از جنسِ بهـاریم بیـا پر بزنیمخستـه از صبـر و قراریم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط