#دانشجوی_کمر_باریک👩🏻🎓🧨
#دانشجوی_کمر_باریک👩🏻🎓🧨
#پارت_15
به خودم اومدم.
من داشتم چیکار میکردم؟
یه جوری یقه بدبختو گرفتم انگار اومدم دعوا
نگاهی بهش انداختم
از تو نگاهش نمیتونستم چیزی بخونم
مرموز لعنتی..
با بدبختی یقه لباسشو شل کردم
درد بگیری دختر
کدوم اسکلی میپره یقه استادشو میگیره؟!
الان این گور به گور شده رو چطوری ماست مالی کنم؟
بگم شرمنده رگ میمون بودنم گل کرد یهویی ازت آویزون شدم موز بخورم؟
یا حضرت عباس، موز این وسط؟
نگاهم ناخودآگاه روی خشـ .ت . ـکش نشست
از خجالت سرخ شدم
این چه افکاری بود آخه؟
گی بخورم دیگه موز بخورم
سری تکون داد
- به چی زل زدی؟
سریع نگاهم و دزدیدم
خواستم حرفی بزنم که یهویی در کلاس باز شد...
دختره با دیدن ما، اونم تو فاصله نزدیک و یقهی چروک استاد چشماش گشاد شد
با تعجب هینی کشید
کی اومده رو شانس من ریـ . ـده؟!
خودش بیاد جلو، من کاریش ندارم واقعا
فقط میخوام یدور تر. . . .تیبشو بدم
کم مونده بود همون وسط بشینم، شروع کنم به گریه کردن...
آقا اصلا من مامانمو میخوام
استاد با اخم توپید
- این خراب شده در نداره کلتو انداختی اومدی تو؟
جووون ابهتو برم مرد
به روی خودتم نیوردی چطوری خفتمون کرده و تو چه صحنهای گیرمون انداخته
با ذوق نگاهش میکردم که یهویی برگشت و...
🫧🦋
#پارت_15
به خودم اومدم.
من داشتم چیکار میکردم؟
یه جوری یقه بدبختو گرفتم انگار اومدم دعوا
نگاهی بهش انداختم
از تو نگاهش نمیتونستم چیزی بخونم
مرموز لعنتی..
با بدبختی یقه لباسشو شل کردم
درد بگیری دختر
کدوم اسکلی میپره یقه استادشو میگیره؟!
الان این گور به گور شده رو چطوری ماست مالی کنم؟
بگم شرمنده رگ میمون بودنم گل کرد یهویی ازت آویزون شدم موز بخورم؟
یا حضرت عباس، موز این وسط؟
نگاهم ناخودآگاه روی خشـ .ت . ـکش نشست
از خجالت سرخ شدم
این چه افکاری بود آخه؟
گی بخورم دیگه موز بخورم
سری تکون داد
- به چی زل زدی؟
سریع نگاهم و دزدیدم
خواستم حرفی بزنم که یهویی در کلاس باز شد...
دختره با دیدن ما، اونم تو فاصله نزدیک و یقهی چروک استاد چشماش گشاد شد
با تعجب هینی کشید
کی اومده رو شانس من ریـ . ـده؟!
خودش بیاد جلو، من کاریش ندارم واقعا
فقط میخوام یدور تر. . . .تیبشو بدم
کم مونده بود همون وسط بشینم، شروع کنم به گریه کردن...
آقا اصلا من مامانمو میخوام
استاد با اخم توپید
- این خراب شده در نداره کلتو انداختی اومدی تو؟
جووون ابهتو برم مرد
به روی خودتم نیوردی چطوری خفتمون کرده و تو چه صحنهای گیرمون انداخته
با ذوق نگاهش میکردم که یهویی برگشت و...
🫧🦋
- ۵۶۷
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط