دانشجوی‌کمرباریک

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_17

ناموس منو کجا برد؟
رگ غیرتم کم کم داشت بالا میزد

آخ گوشی نازنینم..
قسطاش هنوز تموم نشده بود

کم مونده بود کلیمو بخاطر پولش بفروشم

یکی نیست بگه وقتی هشتت گرو نهته مرض لاعلاج داری گوشی گرون قیمت میخری؟

اونو بیخیال
اگه گالریمو چک می‌کرد از دانشگاه که هیچ از زندگی انصراف میدادم!

نمیدونم با چه سرعتی از کلاس بیرون زدم و دنبالش دویدم

برای اولین بار تو زندگیم دوست داشتم یه پرنده باشم
یا اصلا عقاب..

عین میمون از نرده های حیاط دانشگاه آویزون شدم و پایین رفتم

تا زودتر برسم.

که یکی از پسرای ترم بالایی یه جوری بهم نگاه کرد انگار خلی چیزیم!

چشم غره ای به سمتش رفتم
- چیه داداش نگاه داره؟

یه خدا بهت شفات بده ای زیر لب گفت و رفت
برو عمتو شفا بده

خب اینجوری زودتر پایین میرسیدم!

وقت تنگ بود
سریع خودمو به سمت پارکینگ رسوندم

از بس دویدم اکسیژن لازم شدم.

از لحاظ روحی نیاز داشتم یکی بهم اکسیژن دهان به دهان بده بعدشم کارمون به بو...

نچی کردم
این فکرای منـ . ـحرفانه چی بود؟

یکم دقت کردم که ماشین مدل بالاشو از دور دیدم!

دهنم عین اسب آبی باز موند
نفهمیدم چقد تو این حالت بودم که ماشینش جلوم پارک شد..

شیشه رو پایین داد

به خودم اومدم

لبخند مسخره‌ای زدم و گفتم
- استاد چیزه .. گوشیم پیشتون جا موند!

خونسرد جواب داد
- پیش من میمونه!

تا خواستم اعتراض کنم با یه تیک آف گازشو داد و رفت!

خشک به مسیر رفتنش نگاه کردم.
🫧🦋
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

یک سگ زیادی ولگرد

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

فردای اون شب، وارد آشپزخونه شدم و نامجون رو دیدم که با یه لی...

فیک

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 025"""""""""""""""""""""""""""""""...

چند پارتی (درخواستی)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سوم 3

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط