{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

چندپارتی☆
درخواستی>>>

p.1

هوا درحال غروب کردن بود

خورشید پشت ابرها میرفت

ابرها به رنگ نارنجی در اومده بودند

موهای باز دختر بر اثر باد ها میرقصیدند

دخترک از عابر پیاده میگذشت

چشمش به یک پسری خورد

جذاب ،زیبا ، بی نقص

با کلاهی مشکی بر سر

کیفی اویزان بر دوش از بغل دختر گذشت

دختر محو ان شده بود

سعی کرد دنبالش برود، پشت سرش راه رفت

تا جایی که پسر وایساد

شخصی جلوی پسر اومد

_سلام ...میتونم با شما عکسی بگیرم

پسر نگاهی به طرفدارش کرد و لب زد :

_حتما

انجا بود که دخترک فهمید ان پسر یک شخص معروف است

بعد از عکس گرفتن

پسر انجا را ترک کرد

طرفدار نگاهی به عکسایشان کرد

_ووییی ...خیلی قشنگ شد

دخترک به سمت اون رفت

_ببخشید

_بفرمایید

_امم این شخصی که باهاش عکس انداختید

_خب

_معروفه ؟

_بله جئون جونگکوک ...یه ایدل هستن از گروه بی تی اس

_ممنون

_میخوای فنشون بشید

دختر برای اینکه ضایع نشه لب زد :

_عاا بله

_چقدر عالی ...من میرم

_خدافظ

اون زنه رفت

دخترک یعنی ات به سمت خونه حرکت کرد

یک ساعت داشت تحقیق میکرد

بی تی اس کیه ؟

جونگکوک کیه ؟

اسم اعضای بی تی اس ؟

و کلی سرچ های دیگه

_ _ _ _ _ _ _ _ _

این یعنی وقتی عاشق بشی حاضری هر کار کنی تا بهش برسی...


ادامه دارد ...

حمایت؟لایک کامنت☆
دیدگاه ها (۱۶)

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4بیشتر از نیم ساعت صدای جونگکوک از توی...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.3به محض اینکه سوار ماشین شدن ات شروع ...

پارت ۲غریبه ای که برادرم را می‌شناختاما چیزی اعصاب دختر را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط