حاجی ما یه همسایه داریم بغلیمونه هر روز خدا هم بچه هاش جی
حاجی ما یه همسایه داریم بغلیمونه هر روز خدا هم بچه هاش جیغای وحشتناکی میزننو گریه میکنن بعدش یبار مامانم گف برو بهشون تذکر بده رفتم درو که زدم بچه هاش که گریه میکردن خفه شدن مامانه درو نصفه باز کرد با یه چشش نگام کرد بعد خیلی ترسناکم نگام کرد😂
بعد یه لحظه نگاش کردم از ترس لال شدم اونم درو کوبید بعد چند دقیقه دوباره صدای گریه بچه هاش اومد..
حاجیییی منن ریدمم تووو خودمممممممم
بعد یه لحظه نگاش کردم از ترس لال شدم اونم درو کوبید بعد چند دقیقه دوباره صدای گریه بچه هاش اومد..
حاجیییی منن ریدمم تووو خودمممممممم
- ۷.۲k
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط