{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My soul

My soul

part 13


فرشته: اره دختر... زندگیت در خطره... اون صداها متعلق به کسی است که در زندگی گذشته ات عاشقش بودی اما از دستش دادی

هاری: چی... گذشته... منظورت چیه؟!

فرشته: ببین از جزییاتش اطلاعی ندارم فقط در این حد میدونم که زندگی گذشته ات در خطره اگر جلوش نگیری به زندگی الانت هم اسیب میزنه اول از ضعف جسمانیت شروع میشه به مغز و قلبت میرسه و در اخر هم متاسفانه جونت از دست میدی

هاری: ( با شنیدن اسم مردن چشمام تا اخرین حد ممکن گشاد شد ) چیییی... اما من که برای مردن خیلی جوونم... کلی ارزو دارم... هنوز حتی به کراشمم اعتراف نکردم...

فرشته: ( سعی داشت با حرفاش بهم دلگرمی بده ) میدونم میدونم... اما چاره ای نیست تو باید به زندگی قبلیت برگردی و هر طور شده جلوی این اتفاق بگیری

سرم انداختم پایین، بغض بدی داشتم که هر لحظه امکان ترکیدن و جاری شدن اشکام بود، با حس آغوش فرشته خانم قطره های اشکم یکی پس از دیگری جاری شدن

فرشته: ( همون‌طور اروم با کف دستش به پشتم میزد و حس امنیت بهم تزریق میکرد ) میدونم دونستن این مسائل خیلی برات سخته اما من اینجام همونجور که گفتم ناجی توام می‌خوام کمکت کنم پس به حرفام خوب گوش کن



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

My soul part 14من اینجام همونجور که گفتم ناجی توام می‌خوام ک...

سناریو تصویری 💜💜💜

سلام قشنگا من اومدم... دلم براتون تنگ شده بود گرچه کسی اهمیت...

شب تولدم پارت 20 ات: اره میدونم همچیو میدونم خواهرتو از دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط