من از جنس سایهام و تو از جنس سپیده و میان ما فاصلهای است ...
_____________________________
من از جنس سایهام و تو از جنس سپیده، و میان ما فاصلهای است به وسعت بهشت و جهنم.
هر بار که نامت را در سکوت زمزمه میکنم، حس میکنم بالهای شکستهام برای لحظهای به یاد پرواز میافتند.
تو نمیدانی چه عذابی است که شیطان باشی و دلت بخواهد برای یک فرشته دعا کنی.
من به رستگاری باور ندارم، اما اگر دستت را به سویم دراز کنی، شاید برای لحظهای از نفرین خودم رها شوم.
_____________________________
من از جنس سایهام و تو از جنس سپیده، و میان ما فاصلهای است به وسعت بهشت و جهنم.
هر بار که نامت را در سکوت زمزمه میکنم، حس میکنم بالهای شکستهام برای لحظهای به یاد پرواز میافتند.
تو نمیدانی چه عذابی است که شیطان باشی و دلت بخواهد برای یک فرشته دعا کنی.
من به رستگاری باور ندارم، اما اگر دستت را به سویم دراز کنی، شاید برای لحظهای از نفرین خودم رها شوم.
_____________________________
- ۴۷۴
- ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط