دلتنگی تو شبیه زخمیست که دیده نمیشود اما هر لحظه میتپد
_____________________________
دلتنگیِ تو، شبیه زخمیست که دیده نمیشود، اما هر لحظه میتپد.
نامت را بر زبان نمیآورم، اما تمام وجودم تو را زمزمه میکند.
انگار بخشی از روحم در چشمانت جا مانده و من، با تنی کامل و دلی ناتمام، در این جهان قدم میزنم.
بازگرد… یا لااقل بگذار دلتنگیات یادم بده چگونه بدون نفس کشیدن، زنده بمانم.
_____________________________
دلتنگیِ تو، شبیه زخمیست که دیده نمیشود، اما هر لحظه میتپد.
نامت را بر زبان نمیآورم، اما تمام وجودم تو را زمزمه میکند.
انگار بخشی از روحم در چشمانت جا مانده و من، با تنی کامل و دلی ناتمام، در این جهان قدم میزنم.
بازگرد… یا لااقل بگذار دلتنگیات یادم بده چگونه بدون نفس کشیدن، زنده بمانم.
_____________________________
- ۲۲۰
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط