یه سناریو میخوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه د
یه سناریو میخوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دخترم داریم به دخترشون حسودی میکنیم چون به اونا توجه میکنه یا مثلا بچه هه میگه که اونا بابای مان و دیگه همین ممنونمممم
◇بقیه اعضا هم گذاشته میشه
p1
جیهوپ
همسرش:هه جین دخترش:دایون
ویو جیهوپ:با صدای زنگ گوشی اروم چشامو باز کردم دیدم هه جین بغلمه اروم اروم از خودم جدا کردم
رفتم سمت اتاق دایون
در رو باز کردم دیدم باز کج و کوله خوابیده
جیهوپ:دایون عزیزم پاشو مدرسه داری
دایون:نه بابایی خوابم میاد
جیهوپ:چرا عزیزم قراره بری بازی کنی
دوستات رو ببینی
پاشو فداتشم*بلندش کرد
دایون:به یه شرطی
جیهوپ:؟؟؟
دایون:بذاری ده دقیقه تو بغلت بمونم بعدش*دستاشو باز کرد تا بغلش کنه
جیهوپ:ولی بابایی دیر میشه ها
دایون:پس من نمیام
جیهوپ:باشه قبول*خنده
جیهوپ:*داشتم ادکلن میزدم دیدم که...
دایون:بابایی به منم بزنننن
جیهوپ:باشه دیگه بیا بریممم
*تو ماشین
دایون:بابا میگم برا ناهار میشه از اون پنکیک ها درست کنی یادته مرغ شکلی بودن یادته؟؟؟
جیهوپ:اره عزیزم ولی الان به درس فکر کن
دایون:ولی نمیشه که به شکمم فکر نکنم گشنه میمونم خب
◇بقیه اعضا هم گذاشته میشه
p1
جیهوپ
همسرش:هه جین دخترش:دایون
ویو جیهوپ:با صدای زنگ گوشی اروم چشامو باز کردم دیدم هه جین بغلمه اروم اروم از خودم جدا کردم
رفتم سمت اتاق دایون
در رو باز کردم دیدم باز کج و کوله خوابیده
جیهوپ:دایون عزیزم پاشو مدرسه داری
دایون:نه بابایی خوابم میاد
جیهوپ:چرا عزیزم قراره بری بازی کنی
دوستات رو ببینی
پاشو فداتشم*بلندش کرد
دایون:به یه شرطی
جیهوپ:؟؟؟
دایون:بذاری ده دقیقه تو بغلت بمونم بعدش*دستاشو باز کرد تا بغلش کنه
جیهوپ:ولی بابایی دیر میشه ها
دایون:پس من نمیام
جیهوپ:باشه قبول*خنده
جیهوپ:*داشتم ادکلن میزدم دیدم که...
دایون:بابایی به منم بزنننن
جیهوپ:باشه دیگه بیا بریممم
*تو ماشین
دایون:بابا میگم برا ناهار میشه از اون پنکیک ها درست کنی یادته مرغ شکلی بودن یادته؟؟؟
جیهوپ:اره عزیزم ولی الان به درس فکر کن
دایون:ولی نمیشه که به شکمم فکر نکنم گشنه میمونم خب
- ۲۸۵
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط