{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریورعاشق

شهریورعاشق
شهریور عاشق انار بود
اما هیچوقت حرف دلش را به انار نزد
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا! شهریور کجا؟!
انار اما فهمیده بود
می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است .اما هر موقع می رسید، فرصت شهریور تمام می شد نه شهریور به انار می رسید و نه انار می توانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد
دیدگاه ها (۷)

یه روزهایی همه چی خوب بودیه روزهایی هیچ غصه‌ای نداشتیمیادش ب...

ظهر تابستان است.سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.سایه‌ها...

چشم هايت سبز روشن، قامتت نيلوفريمن بلا گردان چشمت، ماهتابي ي...

پرده بردار از رخ زیبا که رویت محشر استتاب زلف و پیچش هر تار ...

پدرخوانده پارت : ۲۵ صبح روز بعد، هوای سئول برخلاف روزهای قبل...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت شش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط