شاهزاده شیطانی من
پارت ۷)
ویو ات)
کوک از حموم در اومد با بالا تنه لخت که بهش گفتم
چشامو گرفتم لباستو بپوش
که یهو با حس گرمی که روی لبام نشست چشامو باز کردم که دیدم کوکه یکمی تعجب کردم که هولش دادم گفتم
+: چی چیکار میکنی(خجالت)
_: اه بیب لبات خیلی خوشمزن(زبونشو رو لباش میکشه)
+: گمشو مرتیکه میخوام برم حموم(کیوت سرد)
_: دلت درد میکنه؟ که انقدر بد خولق شدی؟
+: بتوچه(بغض)
_: میگم بگو
+: ازه خیلی درد میکنه انقدری درد میکنه که نمیتونم راه برم😭
_: بقلش کردم و گزاشتمش رو پام و دوساعتی ماساژش دادم که دیدم این بچه دوساله ها رو پام خوابیده
(ویو ساعت ده شب)
ویو سر شام)
♡: این دوتا بچه کجان؟؟
~: نمیدونم بزار برم بهشون بگم بیان
ویو ات)
کوک از حموم در اومد با بالا تنه لخت که بهش گفتم
چشامو گرفتم لباستو بپوش
که یهو با حس گرمی که روی لبام نشست چشامو باز کردم که دیدم کوکه یکمی تعجب کردم که هولش دادم گفتم
+: چی چیکار میکنی(خجالت)
_: اه بیب لبات خیلی خوشمزن(زبونشو رو لباش میکشه)
+: گمشو مرتیکه میخوام برم حموم(کیوت سرد)
_: دلت درد میکنه؟ که انقدر بد خولق شدی؟
+: بتوچه(بغض)
_: میگم بگو
+: ازه خیلی درد میکنه انقدری درد میکنه که نمیتونم راه برم😭
_: بقلش کردم و گزاشتمش رو پام و دوساعتی ماساژش دادم که دیدم این بچه دوساله ها رو پام خوابیده
(ویو ساعت ده شب)
ویو سر شام)
♡: این دوتا بچه کجان؟؟
~: نمیدونم بزار برم بهشون بگم بیان
- ۱۸.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط