{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب های مرده پارت

قلب های مرده پارت ⁶

مارکو خواست چیزی بگه که من زودتر گفتم:
ا.ت: جونگکوک درست میگی
و بعدش از روی صندلی بلند شدم
ا.ت:با اجازتون من میرم هوا بخورم
و بعدش بدون اینکه ببینم چی میگن رفتم سمت پله ها...وقتی رسیدم دم در خبری از خبرنگار ها نبود...نفس عمیقی کشیدم و با خودم گفتم: «حداقل به خاطر ریملت گریه نکن دختر، یه پسر نمیتونه باعث این بشه همچین ریمل گرونی به خاطر یه حرفش خراب بشه...حداقل الان نه
مگه اون کیه که بخوام پیشش انقدر بی نقص باشم؟ من همینم»

هوففف   حرف زدن با خودم بسه. وارد رستوران شدم و سر میز نشستم که مامانم گفت:
-ا.ت...حالت خوبه؟!
لبخند زورکی زدم :
ا.ت:آره خوبم فقط خواستم یکم هوا بخورم... حال و هوای اینجا یکمی....گرفته ست
مامانم سرش رو تکون داد و تا وقتی پیش غذا رو آوردن همه ساکت بودن.
یه ظرف جلوی دست هممون گذاشتن که انگار توش...یچیزی شبیه آب بود. به هر حال غذای پولدارا همینه.
قاشق رو  از روی میز برداشتم و یه قاشق از اون سوپ نمیدونم چی چی رو خوردم...مزه آب خالی میده!!! سرم رو آوردم بالا که دیدم همشون دارن دستشونو با اون سوپ میشورن...وایسا ببینم...این آبه؟!!
وای آبروم رفت!!!
مامانم یجور ضایعه ای بهم نگاه میکرد
به جونگکوک نگاه کردم که به زور خودش رو نگه داشته بود که نخنده...عوضی!
به تهیونگ نگاه کردم که اون هم سرش رو  روبه اونور گرفته بود و داشت میخندید.
قاشقم رو گذاشتم سر جای خودش و مثل بقیه دستامو شستم‌.... مگه من تاحالا همچین جاهایی بودم؟تنها چیزی که من میدونم چجوری بخورم اُملته که اون هم نمیدونم گوجه‌ش رو با تخم مرغش قاطی بخورم یا نه.
وقتی بعد از یه ربع غذای اصلی رو آوردن به میز نگاه کردم...خیلی رنگی رنگی بود.
یه گارسونی استیک برشته شده رو گذاشت جلوم و برای بقیه هم همینکارو کرد.
با چاغویی که روی میز بود یکم استیک رو اینور و اونور کردم و نگاه‌ش کردم...اخه این گنجیشک هم سیر نمیکنه
وقتی منویی که هنوز روی میز بود رو برداشتم و قیمتش رو نگاه کردم سریع منو رو بستمش و دوباره به استیک نگاه کردم.
مارکو : چیزی شده؟
دیدگاه ها (۳)

قلب های مرده پارت ⁷ا.ت: نه نه...فقط احساس میکنم سیرممامان ا....

قلب های مُرده پارت ⁸مارکو عصبانی به پسرش نگاه کرد و کوک پوزخ...

قلب های مرده پارت ⁵وقتی توی اون هوای سرد بالاخره با کلی بدبخ...

قلب های مرده  پارت ⁴همینجور سرفه کردم و اول به ماشین مشکیی ک...

پارت ۳ غریبه مافیا

عشق غیر ممکن part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط