Love in the dark
عشق در تاریکی ①
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علامت بادیگارد های جونگکوک:•.'. ".✓./.=.+.-._.&.
":رئیس
کوک: خفه شو میبینی که دارم استراحت میکنم
": ببخشید اما آقای کانگ دستور دادن که شما برای بستن قرار داد باید به بار(سایه) بروید
کوک: ساعت چند؟
":۸:۳۰ امشب
کوک: اوکیه الان هم برو بیرون دارم استراحت میکنم..
": چشم
شب
ا/ت
داشتم با مادربزرگم(م.ب) تلفنی حرف میزدم
م.ب: عزیزم مراقب خودت باش
ا/ت: چشم توهم همینطور مامان جون
م.ب: خودت رو زیاد خسته نکن
ا/ت: چشم
م.ب: زود برگرد
ا/ت: چشم
م.ب: خداحافظ
ا/ت: خداحافظ
گوشیم رو گذاشتم پایین و مشغول به آماده کردن نوشیدنی های مردم بودم
": اهمم خانم
ا/ت: سلام به بار سایه خوش آمدید چه نوشیدنی میل دارید؟
": دو لیوان شراب قرمز
ا/ت: چشم
چند دقیقه بعد
سفارش رو آماده کرده بودم رفتم نزدیک آقایی که سفارش داده بود
ا/ت: بفرمایید
": برای من نیست برای اتاق ۵ هست آقای جئون اونجا ببر
ا/ت: چشم
رفتم اتاق ۵
ا/ت: سلام به بار سایه خوش آمدید بفرمایید این سفارش شما
کوک: بذار پایین
ا/ت: بله چشم
شراب هارو خواستم بذارم پایین که از دستم لیز خوردند و افتادند روی کاغذ ها
ا/ت: واییی خیلی متاسفم
اقای کانگ: چیکار کردی؟ بدبخت شدیم
ا/ت: خیلی متاسفم چه کاری از من برمیاد
کوک: چیکار میتونی کنی؟ این قرارداد ها کامل خیس شدند دیگه فکر نکنم خوب باشند
آقای کانگ: خب چیکار کنیم
کوک: دوباره مینویسیم
آقای کانگ: من با رییست حرف میزنم باید اخراج بشی
ا/ت: نه خواهش میکنم این کار رو نکنید
زانو زدم
ا/ت: متاسفم خیلی متاسفم این کار رو نکنید
کوک: کاریه که شده آقای کانگ برای بستن قرارداد جدید دوباره تماس میگیرم
آقای کانگ: باشه من میرم بای
کوک: بای
ا/ت: خیلی متاسفم
کوک: تو برای هرکاری که کردی خیلی سریع زانو میزنی؟
ا/ت: منظورتون چیه؟
کوک: راستش رو بگو رئیست کیه؟ کی بهت پول داده که قرار داد رو خیس کنی؟
ا/ت: هیچ کس هیچ کس از دستم لیز خورد
کوک: خیلی احمقی نمیتونی دروغ هم بگی
ا/ت: دارم راستش رو میگم
کوک: ولی بد نشد من خودم هم نمیخواستم قرارداد ببندم ممنون
ا/ت: 😕
کوک: 💵 بیا این هم انعامت سریع اینجارو جمع کن میدونم بادیگاردم بهت دستور داده بود من میرم خداحافظ
ا/ت: دوباره تشریف بیارید خوشحال میشیم
کوک: بای😉
چی دارم میگم دیوونه شدم یا او دیوونه بود چرا حواسم رو جمع نمیکنم همه چیز رو خراب کردم ممکن بود اخراج بشم...
دو هفته بعد
مثل همیشه داخل بار بودم و مشغول آماده کردن نوشیدنی ها
": سلام
ا/ت: سلام خوش آمدید
✓: آقای جئون چی سفارش میدید
کوک: بچه نیستم به جای من حرف بزنی شما برید میخوام تنها اینجا باشم
": چشم
کوک: اهمم
ا/ت: بله
کوک: دوباره تو
ا/ت: شما؟
کوک: فراموش کردی؟ قرارداد
ا/ت: آها بله درسته خوش آمدید
کوک: ممنون من فکر کنم از این به بعد بیشتر بیام اینجا مکان خوبی هست پس باید اسمت رو بدونم که صدات کنم
ا/ت: من کیم ا/ت هستم
کوک: روی لباست نوشتست
ا/ت: بله چی سفارش میدید؟
کوک: آب جو
ا/ت: چشم
سفارشش رو آماده کردم
کوک: ممنون
ا/ت:خواهش میکنم
رفتم به بقیه سفارش ها رسیدم
و چند تا از دوستام اومدند
ا/ت: خیلی خوش اومدید دلم براتون تنگ شده بود
چانگمی: منم دلم برات تنگ شده بود
لولی: ا/ت سعی میکنیم زود به زود بیایم ببینیمت
ا/ت: خوشحال میشم بیاین زیاد بیاین
چند دقیقه
با دوستام سرگرم گفت و گو بودم
که نگاهم افتاد به همون پسره داشت نگاهم میکرد سریع نگام رو ازش برداشتم
لولی: چیزی شده؟
ا/ت: نه
موهام رو بستم و دوباره نگاهی بهش کردم دیدم داره بهم نگاه میکنه بعد متوجه شد که من هم دارم به او نگاه میکنم نگاهش رو از من برداشت و به گوشیش نگاه کرد
لولی: کجارو نگاه میکنی؟
چانگمی: اون جئون جونگکوک نیست؟
ا/ت: جئون جونگکوک؟
#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علامت بادیگارد های جونگکوک:•.'. ".✓./.=.+.-._.&.
":رئیس
کوک: خفه شو میبینی که دارم استراحت میکنم
": ببخشید اما آقای کانگ دستور دادن که شما برای بستن قرار داد باید به بار(سایه) بروید
کوک: ساعت چند؟
":۸:۳۰ امشب
کوک: اوکیه الان هم برو بیرون دارم استراحت میکنم..
": چشم
شب
ا/ت
داشتم با مادربزرگم(م.ب) تلفنی حرف میزدم
م.ب: عزیزم مراقب خودت باش
ا/ت: چشم توهم همینطور مامان جون
م.ب: خودت رو زیاد خسته نکن
ا/ت: چشم
م.ب: زود برگرد
ا/ت: چشم
م.ب: خداحافظ
ا/ت: خداحافظ
گوشیم رو گذاشتم پایین و مشغول به آماده کردن نوشیدنی های مردم بودم
": اهمم خانم
ا/ت: سلام به بار سایه خوش آمدید چه نوشیدنی میل دارید؟
": دو لیوان شراب قرمز
ا/ت: چشم
چند دقیقه بعد
سفارش رو آماده کرده بودم رفتم نزدیک آقایی که سفارش داده بود
ا/ت: بفرمایید
": برای من نیست برای اتاق ۵ هست آقای جئون اونجا ببر
ا/ت: چشم
رفتم اتاق ۵
ا/ت: سلام به بار سایه خوش آمدید بفرمایید این سفارش شما
کوک: بذار پایین
ا/ت: بله چشم
شراب هارو خواستم بذارم پایین که از دستم لیز خوردند و افتادند روی کاغذ ها
ا/ت: واییی خیلی متاسفم
اقای کانگ: چیکار کردی؟ بدبخت شدیم
ا/ت: خیلی متاسفم چه کاری از من برمیاد
کوک: چیکار میتونی کنی؟ این قرارداد ها کامل خیس شدند دیگه فکر نکنم خوب باشند
آقای کانگ: خب چیکار کنیم
کوک: دوباره مینویسیم
آقای کانگ: من با رییست حرف میزنم باید اخراج بشی
ا/ت: نه خواهش میکنم این کار رو نکنید
زانو زدم
ا/ت: متاسفم خیلی متاسفم این کار رو نکنید
کوک: کاریه که شده آقای کانگ برای بستن قرارداد جدید دوباره تماس میگیرم
آقای کانگ: باشه من میرم بای
کوک: بای
ا/ت: خیلی متاسفم
کوک: تو برای هرکاری که کردی خیلی سریع زانو میزنی؟
ا/ت: منظورتون چیه؟
کوک: راستش رو بگو رئیست کیه؟ کی بهت پول داده که قرار داد رو خیس کنی؟
ا/ت: هیچ کس هیچ کس از دستم لیز خورد
کوک: خیلی احمقی نمیتونی دروغ هم بگی
ا/ت: دارم راستش رو میگم
کوک: ولی بد نشد من خودم هم نمیخواستم قرارداد ببندم ممنون
ا/ت: 😕
کوک: 💵 بیا این هم انعامت سریع اینجارو جمع کن میدونم بادیگاردم بهت دستور داده بود من میرم خداحافظ
ا/ت: دوباره تشریف بیارید خوشحال میشیم
کوک: بای😉
چی دارم میگم دیوونه شدم یا او دیوونه بود چرا حواسم رو جمع نمیکنم همه چیز رو خراب کردم ممکن بود اخراج بشم...
دو هفته بعد
مثل همیشه داخل بار بودم و مشغول آماده کردن نوشیدنی ها
": سلام
ا/ت: سلام خوش آمدید
✓: آقای جئون چی سفارش میدید
کوک: بچه نیستم به جای من حرف بزنی شما برید میخوام تنها اینجا باشم
": چشم
کوک: اهمم
ا/ت: بله
کوک: دوباره تو
ا/ت: شما؟
کوک: فراموش کردی؟ قرارداد
ا/ت: آها بله درسته خوش آمدید
کوک: ممنون من فکر کنم از این به بعد بیشتر بیام اینجا مکان خوبی هست پس باید اسمت رو بدونم که صدات کنم
ا/ت: من کیم ا/ت هستم
کوک: روی لباست نوشتست
ا/ت: بله چی سفارش میدید؟
کوک: آب جو
ا/ت: چشم
سفارشش رو آماده کردم
کوک: ممنون
ا/ت:خواهش میکنم
رفتم به بقیه سفارش ها رسیدم
و چند تا از دوستام اومدند
ا/ت: خیلی خوش اومدید دلم براتون تنگ شده بود
چانگمی: منم دلم برات تنگ شده بود
لولی: ا/ت سعی میکنیم زود به زود بیایم ببینیمت
ا/ت: خوشحال میشم بیاین زیاد بیاین
چند دقیقه
با دوستام سرگرم گفت و گو بودم
که نگاهم افتاد به همون پسره داشت نگاهم میکرد سریع نگام رو ازش برداشتم
لولی: چیزی شده؟
ا/ت: نه
موهام رو بستم و دوباره نگاهی بهش کردم دیدم داره بهم نگاه میکنه بعد متوجه شد که من هم دارم به او نگاه میکنم نگاهش رو از من برداشت و به گوشیش نگاه کرد
لولی: کجارو نگاه میکنی؟
چانگمی: اون جئون جونگکوک نیست؟
ا/ت: جئون جونگکوک؟
#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
- ۵۷.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط