{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love in the dark

love in the dark⑧

فردا
از خواب بیدار شدم
ا/ت: من کجام؟
اها یادم اومد اتاقم هست
بلند شدم دوش گرفتمصورتم رو شستم
و روتین پوستیم رو انجام دادم لباس پوشیدم موهام رو خشک کردم و لباس پوشیدم و از اتاقم رفتم طبقه پایین
": صبح بخیر خانم
ا/ت: صبح بخیر آقای جئون کجاست؟
": رفتند بیرون خانم بفرمایید صبحانه
ا/ت: ممنون
رفتم نشستم
ا/ت: خودم تنها باید بخورم؟
خدمتکار: بله
ا/ت: معذب هستم خودم تنها بیاید شما هم بخورید
خدمتکار: نه آقا دستور دادند برای شما درست کنیم
ا/ت: من که نمیتونم این همه بخورم شما هم بیاید
خدمتکار: نه ما نمیتونیم
ا/ت: من بهتون دستور میدیم بیاید بشینید
خدمتکارها: چشم
ا/ت: توهم که خیلی هیکل بزرگی داری اسمت چیه؟
/:گونگ گی هستم
ا/ت: توهم بیا
/:چشم خانم
ا/ت: خیلی رسمی هستید من خوشم نمیاد عادت ندارم با من صمیمی باشید من ا/ت هستم از این به بعد بهم بگید ا/ت
/: اما آقای جئون دستور دادند..
ا/ت: خب زمانی که آقای جئون نیست با من راحت باشید خجالت نکشید من یکی مثل شما هستم با من راحت باشید
خدمتکار: بله من سومی هستم
ا/ت: خوشبختم خودتون رو معرفی کنید تا بعد فیلم ببینیم
خدمتکار: امروز..
ا/ت: آره امروز نمیشه باید با دوستانم صحبت کنم ممنون دستتون درد نکنه
خدمتکار: نوش جان
رفتم طبقه بالا زنگ زدم به جونگکوک
کوک:الو
ا/ت: سلام
کوک: سلام
ا/ت: کجایی؟
کوک:جلسه دارم سریع بگو
ا/ت: میشه با دوستام برم بیرون
کوک: آره برو اما قبل از ساعت ۸ شب خونه باش
ا/ت: ممنون خداحافظ
کوک: خداحافظ
کوشی رو قطع کردم زنگ زدم به بچه ها و باهم قرار گذاشتیم

یک ساعت بعد
چانگمی:چی؟ تو با جئون جونگکوک ازدواج کردی؟
ا/ت: ازدواج هنوز نکردیم اما فردا میخوایم بریم عقد کنیم و آخر ماه هم عروسی
لولی: نوشیدنی خوردی؟ تو با جئون جونگکوک؟ ا/ت تو نمیشناسی جونگکوک رو؟
ا/ت: گفتم که بخاطر اینکه پول عمل مامان بزرگم رو داد مجبور بودم
چانگمی: من باورم نمیشه تو ا/ت هیچ مشکلی نداری قبول کردی باهاش ازدواج کنی
ا/ت: چون با شما صمیمی هستم میگم و اینکه به جونگکوک قول دادم نگم اما ما ازدواج قراردادی کردیم به مدت ۱ سال
لولی: باورم نمیشه ا/ت مراقب خودت باش
ا/ت: چرا نگرانید جونگکوک بد و خطرناک نیست خیلی هم مهربان هست اگر بتونی بهش نزدیک بشی
چانگمی: خیلی خوشتیپ هم هست
ا/ت: خیلی خوشتیپ هست
لولی: نکنه عاشقش شدی؟
ا/ت: نه دیوونم عاشقش بشم
چانگمی: شاید 😂

شب
داشتیم شام میخوردیم
چانگمی: من عاشق غذا های اینجام
ا/ت: آره منم خیلی عاشقشونم
لولی: میتونیم بیشتر روزها بیایم اینجا
چانگمی: ا/ت که زیاد نمیتونه بیاد سرش شلوغه
ا/ت: ازدواج کردم فقط😂
لولی: خب شاید شوهر جان اجازه نده
ا/ت: من از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۸ شب فقط میتونم بیرون باشم
لولی: امشب تا ساعت چند میتونی بمونی؟
ا/ت: امشب تا ۸
چانگمی: شوخی میکنی؟ الان ساعت ۱۰ هست
ا/ت: چی؟ ۱۰ دروغ نگو شوخیش هم زشته
لولی: راست میگه ۱۰ و ۱۱ دقیقست
ا/ت: واییی
نگاهی به گوشیم کردم ۲۳ تماس بی پاسخ از (☠️👽👿 جئون جونگکوک 👹💀💩)


#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
دیدگاه ها (۱۲)

love in the dark⑨چانگمی: چیزی شده؟ ا/ت: ۲۳ تماس بی پاسخ از ج...

خیلی خوشحالم که نمیدونم چی بگم ۴۰۰۰تاییمون مبارک🌺🌺🌺🌺عاشقتونم...

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

Love in the dark②ا/ت: جئون جونگکوک کیه؟ چانگمی: چی؟ تو جئون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط