{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکناربهترین عزیززندگیم

جای خلوتی بود. وسطِ نیستی .
گفتی : « هستم .» نگریستم ، اما
چیزی نبود. گفتم : « نیستی.»
بازگفتی :« هستم.» برخود لرزیدم
ودر دل گفتم نه ، نیستی.
این جا جز من کسی نیست
بعد انگار گرمای تو در دل ام
ریخت. من داغ شدم ، گُر گرفتم
تا گیج شدم . بعد لبخندی زدی و من تسلیم شدم. گفتم : « هستی!
تو هستی! این من هستم که
نیستم.» گفتی : « غلطی.
واین هنوز پیش از قصه ی
دست های تو بود.
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های

عاشقانه های شبنم

بابا من دلم تنگه

عاشقانه های شبنم

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

my love part 50

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط