{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگار تو را عوض کرد

روزگار تو را عوض کرد
موهایت سفید تر
قلبت سنگین تر
آه جگر سوز تو جان غم انگیز تو
رفتن بی درد تو آتش خاکسترم
تو برام عزیز تر بودی چه شد که مرا بی پناه کردی رفتی دگر برنگشتی
خواستم بگویم در چشمانت عشق نه سکوت نه فقط حسرتی دیدم از جنس غرور
۱۴۰۵/۲/۱۹
واژه بی معنا کنار هم معنا پیدا می‌کنند
من در کنار تو جان دوباره گرفتم
من در کنار تو عاشق شدم
من در کنار تو لبخند زدم
من در کنار تو خوشبخت ترین بودم
دیدگاه ها (۱)

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

روی قبرم بنويسيد، کبوتر شد و رفتزير باران غزلی خواند، دلش تر...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹⁰ موقع شام توی رستور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط