{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه رفتم بغض کردم

راه رفتم، بغض کردم،
زیر باران ترشدم
هی به یاد آوردمت،
ویران و ویران‌تر شدم
یادم آمد خاطراتی را که با هم داشتیم
هی پریشان‌تر
پریشان‌ترشدم
دیدگاه ها (۰)

گاهیدوست داشتن آدم هادرد دارددردش این است که کسیحرف دلت را ن...

در کدامین لحظه از زندگی،دل را تقدیمت کرده امکه دیگر خود را ب...

زندگی بهشت استبرای آنهایی کهعاشقانه عشق میورزند!بی پروا محبت...

شمع و پروانهبا صدای مخملین بانو #الهه

ارباب منPart9لیا:از خجالت سرخ شدم ارباب هم نشسته بود روی تخت...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۷ ویو هانیل از خواب بیدار شدم و رفتم ...

جوابای سوالاتون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط