{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب من

ارباب من

Part9





لیا:از خجالت سرخ شدم ارباب هم نشسته بود روی تخت



چاعان:بیا بغ///لم


لیا:... بهش زل زدم


چاعان:بیا خانمم


لیا:نزدیکش شدم و رفتم تو بغ///لش حس عجیبی داشتم توی بغلش آرامش داشتم


چاعان:دوست داری ؟


لیا:چیو؟


چاعان:بغ///لمو


لیا:سرمو انداختم پایین از خجالت سرخ شدم


چاعان:فهمیدم دختر خجالتی منی تو

لب///مو به لب////ش چسبومدم و بو////سیدم گ///از ریزی روی لبش زدم


لیا:اول همراهی نکردم ولی بعدش همراهی کردم نقس بد امد از لبام جدا شد


چاعان:خوشمزه بود با لبخنده شیطونی


لیا:لبخندی روی لبم امد گون هام از خجالت سرخ شده بود


چاعان:سرمو توی گ///ردنش فرو کردم بو//سه زدم و گ///از گرفتم


لیا:اخ حس می کردم ک///بود شده از بغ///لش بلند شدم و به سمت اینه رفتم نگاهی به گ////ردنم کردم ک////بود شد نگاهی به ارباب کردم لب زدم ببین چیکار کردی



چاعان:لبخندی زدم


لیا:برات دارم


چاعان:دختر کوچولو می خوای چیکار کنی تو
دیدگاه ها (۰)

@hdgdjdfsjdv2اشون رو دنبال کنید تازه وارد ویسگون شده

ارباب منPart10لیا:سرمو توی گ///ردنش فرو کردم گاز ریزی گرفتم...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

ارباب منPart6لیا:به جای خالیش خیره شدم این چی بود دیگه بیخی...

ارباب منPart11لیا:از خاب بیدار شدم چاعان پیشم نبود بلند شدم...

ارباب منPart13چاعان:گشنته فرشته ی من?لیا:خیلیییچاعان:بهشون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط