{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگه مثل قبل همو صدا نمیزنم

_ دیگه مثل قبل همو صدا نمیزنم.
مثل اون قبلنا که صداش میکردم و با صدای قشنگش بهم میگفت جان
_دیگه مثل قبل همو نگاه نمیکنم
مثل اون قبلنا که دو سه ساعت بهش خیره بودم, وقتی به چشماش نگاه میکردمو بهم میخندید
_دیگه مثل قبل باهم حرف نمیزنم
مثل او قبلنا که بی وقفه باهم چت میکردیم اون وقتایی که برام مینوشت و متنای قشنگش روزمو میساخت
میفهمی؟ بهم گفت فراموشم نکن گفت دوسم داشته باشه من عاشقش بودم ، ولی میدونی چی شد
ناگهان وقتی برگشتم دیدم من فراموش شدم
اون لحظه بود که گفت فراموشم کن
آخه لعنتی چجوری....
دیدگاه ها (۲)

دلیل مرگ : کیوت بودن این بشر

به جای اینکه با پولای خانوادت پز بدی ببین خانوادت میتونن با ...

قهوه آتشین°پارت دو°ویو چویا:با تاچیهارا رفتیم بیرون و گشتیم ...

《اولین قرار》pt2یورا:اههه بسه دیگه یانگ نیرا!دیوونم کردی میفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط