رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۱۶

دیانا، من اینو میخوام

ارسلان، خانم میشه این لباسو بدید به همسرم بپوشه

فروشنده، بله بفرمایید

دیانا، دویدم تو اتاق لباس رو پوشیدم خیلی قشنگ بود خودم دلم برای خودم رفت تو اون لباس ارسلان من اینو میخوام

ارسلان، در و باز کن ببینمت

دیانا، نه دلم میخواد روز عروسی منو با این لباس ببینی

ارسلان، خانم این لباس قیمتش چنده

فروشنده، چهار و پانصد

ارسلان، دیانا

دیانا، سریع در اتاق و باز کردم ولی کامل نه چشمام و مظلوم کردم خودمو لوس کردم و گفتم ارسلان من اینو میخوام قشنگ تلوخدا السلان میقام قاهش میتونم بهم قیلی میار السلان

ارسلان، اخ بچه اینجوری نکن دلم اب میشه مگه من میتونم به تو بگم نه میخرم برات خوشگل خانم

دیانا، ملسی مهربون لباس و درآوردم بردم سمت صندوق

فروشنده، دیگه چیزی نیاز ندارید کفش و تاج و تور و لباس عقد لباس دامادی هم داریم طبقه بالا هستش
دیدگاه ها (۷)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۱۷ارسلان، برای عقد که یه نگاه به ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۱۸مریم،خیلی قشنگه دیانا، دلم میخو...

سلام دلتون برام تنگ شده بود😂براتون پارت اوردمرمان رویای من ف...

ادیت جدیدم💞. چطوره شده🌸 . غمگین 😢. اصکی ممنوع ❌️❌️اردیامو ...

رمان بغلی من پارت ۱۱۲و۱۱۳و۱۱۴دیانا: دستمو جلوی لبم گرفتم ارس...

رمان بغلی من پارت۱۰۹و۱۱۰و۱۱۱ ارسلان: لبخند خبیثی رو لبم نشست...

رمان بغلی من پارت های ۸۶و۸۷و۸۸ارسلان: من که باورم نمیشه دیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط