سلام دلتون برام تنگ شده بود
سلام دلتون برام تنگ شده بود😂
براتون پارت اوردم
رمان رویای من
فصل دوم
پارت ۱۵
ارسلان، پس چرا این همه منو میزدی
دیانا، مگه من دستام چقدر جون داره
ارسلان، خیلی بد میزدی
دیانا، کجا من خیلی ام آروم میزدم
ارسلان، عوضش و در میارم صبر کن
دیانا، بیشعور
ارسلان، جان
دیانا، هیچ
ارسلان، اوکی سوار شو
دیانا، در ماشین و برام باز کرد نشستم ارسلان هم پشت فرمون نشست مامان و بابا هم عقب
ارسلان، باسرعت رفتم بعد از ۲۰ دقیقه رسیدیم به پاساژ
دیانا، تا رفتیم تو چشام به یه لباس خوشگل خورد دلم تب شد دستمو از حلقه دست ارسلان رد کردم گفتم ارسلان
ارسلان، جانم
دیانا، میشه بریم اونجا با انگشتم اشاره کردم
ارسلان، بریم
عکس لباس و براتون گذاشتم 🌸
براتون پارت اوردم
رمان رویای من
فصل دوم
پارت ۱۵
ارسلان، پس چرا این همه منو میزدی
دیانا، مگه من دستام چقدر جون داره
ارسلان، خیلی بد میزدی
دیانا، کجا من خیلی ام آروم میزدم
ارسلان، عوضش و در میارم صبر کن
دیانا، بیشعور
ارسلان، جان
دیانا، هیچ
ارسلان، اوکی سوار شو
دیانا، در ماشین و برام باز کرد نشستم ارسلان هم پشت فرمون نشست مامان و بابا هم عقب
ارسلان، باسرعت رفتم بعد از ۲۰ دقیقه رسیدیم به پاساژ
دیانا، تا رفتیم تو چشام به یه لباس خوشگل خورد دلم تب شد دستمو از حلقه دست ارسلان رد کردم گفتم ارسلان
ارسلان، جانم
دیانا، میشه بریم اونجا با انگشتم اشاره کردم
ارسلان، بریم
عکس لباس و براتون گذاشتم 🌸
- ۷.۵k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط