{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

v m vla writer

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷
pŧ:¹⁵
(کوک)
در همون حالت ذوق زده گیش داشت سفارش میداد .. رفتمو از پشت بغلش کردم ... سرمو گزاشتم روی شونش و به گوشی نگا کردم

&به نظرت این خوبه سفارش بدم؟

$هرچی میخوای بده .. ولی یدونه کمه..قراره تا صب بیدار بمونیم پس باید یه عالمه غذا و خوراکی بگیریم تا خوش بگذره

&خوراکی ؟ یه عالمه غذا ؟!!!! واقعا؟

$معلومه

یه هو پریدو یه بوسه روی گونم زد ...

(راوی)
کوک خوشکش زد یه لبخندو ذوقی داشت ولی اونو پنهان کرد ... آنیا به خودش اومدو جدی شد

&ببخشید

$نه نه..اوکیه

بعد از نیم ساعت غذا و خوراکی ها رسید ... یه فیلمی انتخاب کردنو نشستن... همه ی خوراکی هارو روی میز روبه روشون چیدن ... فیلم ترسناک بود...به انتخاب کوک...کوک عاشق فیلم ترسناک بود..آنیا واقعا نمی‌خواست ببینه ولی نمی‌خواست خودشو ترسو جلوه بده
... آنیا که تپش قلبش تقریبا بالا رفته بود..فقط برای خونسردیش پاپ کورن میخورد .. صحنه به جایی کشید که قرار بود هردوشون رسما از ترس قش کنن
... آنیا یه هو از ترس یه جیغی کشیدو پاپ کرنو پرت کرد و رفت توی بغل...بغل کوک...نمی‌دونست چرا ... ولی انگار اون لحظه نقطه ی همنش کوک بود ... کوک خندش گرفته بود و انیارو آروم بغل کرد ..

$خوبی؟

&ا..آره

که سریع از بغل کوک اومد بیرون..همش میزد توی سرش .. چون این برنامه ای نبود که می‌خواست .. بعد از ده دقیقه دوباره بعد یه صحنه ی ترسناک پرید بغل کوک... اینبار صحنه های ترسناک پشت سر هم بودن...از بغل کوک تکون نخورده

$همیندجا بمون تا یه کاری دست خودت ندادی ..

&ب..باشه

فیلم تموم شد..آنیا تا آخرین لحظه توی بغل کوک موند .. بیرون نیومد .. بعد از تموم شدن فیلم .. کوک آروم به آنیا گفت که تموم شد ..ولی آنیا تکون نخورد .. کوک آروم سعی کرد صورتشو ببینه که...

(کوک)
خوابش برده بود...خیلی ناز بود و.‌. مثل یه گربه ی کوچولو .. موهاشو از روی صورتش زدم کنار .. فنقله ی ریزه می‌زه .. دلم میخواد گازش بگیرم ...آروم بغلش کردمو بردمش ...‌ اول میخواستم ببرمش توی اتاق خودم ولی...می‌دونم که امکان داره وقتی بفهمه کنارشم.. معذب میشه ... شاید تظاهر کنه که دوسم داره ..ولی خوب می‌دونم دروغه... ولی چرا ؟ باید همچین کاریرو برای چی کنه؟ ... کاریش ندارم..فقط می‌خوام خوشحال باشه
..بردمش توی یه اتاق دیگه

(صبح ..آنیا)
چشمامو آروم باز کردم...درو ورمو نگا کردم... همه جا چقد فانتزیو قشنگ بود...خوابم هنوز؟..دیشب چی شد؟ ... چرا من الان اینجام ؟...پاشدمو نشستم...روی تخت؟... به اتاق کاملا دخترونه ... چقد قشنگ بود.... پاشدمو کل اتاقو به نگاهی انداختم ... وای دختر..عجب چیزیه... دلم میخواد تا آخر عمرم توی همین اتاق بمونم...وایییی چقد لوازم ارایش..از هرچی حد اقل پنچ تا بود...

ادامه
پست بعدی
دیدگاه ها (۰)

https://wisgoon.com/ewxzoفالو شه ؟🤍

اولی : استایل آنیا برای امشب دومی : استایل عادیه کوک توی خون...

چندشاتی جونگکوک(پارت۳)

اما من عاشقتم ! پارت ۷ تهیونگ بعد از اینکه کارای شرکت و راست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط