{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part_12

#part_12
#آرتیست_منحرف
[فلش بک،سئول،۱۲ مه،ساعت ۱۵:۴۵]
«از استرس داشت گوشه ناخون های دستش میکند...تقریبا خونی شده بودند...این برای جیمین خیلی مهم بود که قبول میشه یا نه...چون بخاطر خانواده اش اینجا بود...اونا جیمین فرستاده بودن به شرکت برند آقای لی تا دیگه برای خودش مستقل بشه...اما جیمین از این میترسید که قبول نشه...با شنیدن اسمش... بلند شد رفت داخل...»

Mr ly:اسمت؟
jm:پارک جیمین
Mr ly:تاحالا سابقه مدلینگ داشتی؟
jm:نخیر نداشتم
Mr ly:آقای پارک اینو میدونید که خیلی سخته کسی که سابقه این کار را نداشته باشه قبول کنیم....ولی چون دیدم خیلی تلاش کردید،چجوری استرس داشتید که آیا قبول می‌شید یا نه...من شمارو قبول میکنم اما...امیدوارم کاری نکنید که من از این تصمیم پشیمان بشم...!
jm:خیلی خیلی ممنونم آقای لی چشم حتما
«پسرک اون روز آنقدر ذوق زده شده بود که هیچی براش مهم نبود...براش مهم نبود شب یا روز اون فقط الان خوشحال بود...انگار چیزی که میخواست به دست آورد...و این براش با ارزش بود...شاید بعضی اوقات اشتباهات داشت...اما همیشه سریع اشتباهاتشو جمع میکرد...این باعث شده بود که آقای لی به جیمین اعتماد کنه...چون از وقتی که جیمین پا به شرکتش گذاشت سود ها بالاتر رفتند...گاهی هم زیان ضرر های خودش داشت اما اینکه آنقدر سود داشتند دربرابر اون ضرر زیان چیزی نبود...داستان اینطور شد که الان جیمین دست راست آقای لی بودند...و...»
پایان پارت ۱۲
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۰)

#part_13#آرتیست_منحرف[زمان حال،سئول،ساعت۱۱:۰۰]«جیمین اول فقط...

#part_11#آرتیست_منحرف«پرونده های مهم درآورد...و گذاشت توی ک...

اونجایی کِه بِه خودِت میایی میبنی کَم کَم داری بُزرگ میشی اَ...

#part_2#آرتیست_منحرف«با صدای گارسون دست از حرف زدن برداشتند»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط