{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید هیچوقت از رفتنت چیزی نگفته بودی،اما اواخر..می‌توانست

شاید هیچوقت از رفتنت چیزی نگفته بودی،اما اواخر..می‌توانستم بخوانمش،در تمامِ نگاهایِ خالی..در سکوت هایی بدون تعریف؛شاید هم از قبل رفتن را تمرین کرده بودی،شاید تمام لبخند ها،تمام اشک ها..فقط تجربه بود..تجربه‌ای که احتمالا هیچگاه فراموش نخواهم کرد و مانند خاطره ای طلایی در غبار سردِ دلم ماندگار خواهد ماند.
-a
#bts
#btsloveu
دیدگاه ها (۰)

#btsloveu #bts

🗣🗣#بی_تی_اس #بی_تی_اس

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط