Black heart part : 2
با دیدن چهره سونا پشت آیفون لبخند بی جونی زد و درو باز کرد
به سمت قهوه ساز رفت و خودش رو مشغول کرد
نگاهی به صورتش انداخت
چشمای خونی... گونه های استخونی لب های ترک خورده
× هیییی ا/ت
با صدای سونا به سمت در رفت و نگاه شوکه رفیقش یکم خجالت زده اش کرد
× خوبی توو ؟!!!
هومی " کشید و همراه سونا روی کاناپه نشستن بعد از خوردن قهوه سونا سکوت بینشون رو شکوند
× کتکت زده؟
+ کاش کتک میزد...اونوقت حداقل میدونستم برای چی دارم گریه میکنم
× یعنی چی؟! چی شده؟!
سونا از اینکه رابطه ا/ت و جین بهم خورده و مثل قبل نیست با خبر بود
تقریبا از همش ا/ت همیشه باهاش درد و دل میکرد و حداقل یه کوچولو موجب آرامش ا/ت میشد.
+ بهم توجه نمیکنه... شبا دیر میاد خونه... پسم میزنه
سونا لبش رو بین دندونش گرفت
رفیقش خیلی شکسته بود
خیلی!
نمیدونست چیکار کنه تا حال و هوای ا/ت یکم عوض کنه
با یادآوری چیزی گوشیش رو از توی کیفش بیرون آورد
× راستی رفیق مامانم دیشب چند تا عکس از یونا برام فرستاد...نگاش کن چقدر کیوت شده
یونا خواهر کوچیکه سونا بود که همراه مادرش به خارج از کره رفتن
ا/ت با دیدن عکس ها لبخندی زد
+ چقدر خوشگل شده
× اوهوم....ا/ت من میتونم یکم دیگه قهوه بیارم؟
+ البته میدونی که کجاست؟
"هومی" کشید و به سما آشپز خونه رفت
مشغول ریختن قهوه بود و اصلا یادش نبود که گوشیش دست است و در حال گردشه توی گوشیش
ا/ ت عکس ها رو دونه دونه رد میکرد و با دیدن عکسهای خودش و سونا توی شهربازی لبخندهای بی جونی میزد
عکس بعدی رو هم رد کرد و به یه فیلم رسید
با پلی کردن فیلم و دیدن سونا و جین که در حال لب گرفتن توی بار از هم بودن
جیغی کشید و گوشی رو به سمتی پرت کرد!!!!
با صدای جیغ سریع از آشپزخونه خارج شد و با دیدن فیلم و گوشیش روی زمین و ا/ت ایی که روی گوش هاشو گرفته بود شوکه شد!
اصلا یادش نبود که فیلم رو هنوز داره!!!!
الان چیکار میکرد؟؟؟؟
ا/ت دوباره بی اختیار شروع به گریه کردن ، کرد.
+ س سوناا...بگو....بگو که اون شخص...تو نیستی!!!!
بالاخره یروز قرار بود بفهمه...پس بهتر بود راستشو میگفت
× ....من...من متاسفم...ا/ت
+ یعنی چییییی؟؟؟؟؟ برای چی متاسفمی؟؟؟
به سونا حمله کرد و یقه ی لباسشو گرفت
+ جواب منو بدهههه.... بگو اون تو نیستییی!!!!
× اون...اون منم
با گفتن این جمله دستاش دور یقه سونا شل شد و روی زمین افتاد
× هفته ی پیش توی بار من خیلی مست بودم...جین رو توی بار دیدم و اونم مست بود دست خودم نبود یهو...يهو بوسیدمش...اونم منو برد به یکی از اتاق ها و.....
+ ......چ...چی
× ا/ت....باور کن مست بودیم....منم تا همین الان بخاطر این بچه...
های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
و اینکه قراره با این چند پارتی اشک هاتون در بیارم
به سمت قهوه ساز رفت و خودش رو مشغول کرد
نگاهی به صورتش انداخت
چشمای خونی... گونه های استخونی لب های ترک خورده
× هیییی ا/ت
با صدای سونا به سمت در رفت و نگاه شوکه رفیقش یکم خجالت زده اش کرد
× خوبی توو ؟!!!
هومی " کشید و همراه سونا روی کاناپه نشستن بعد از خوردن قهوه سونا سکوت بینشون رو شکوند
× کتکت زده؟
+ کاش کتک میزد...اونوقت حداقل میدونستم برای چی دارم گریه میکنم
× یعنی چی؟! چی شده؟!
سونا از اینکه رابطه ا/ت و جین بهم خورده و مثل قبل نیست با خبر بود
تقریبا از همش ا/ت همیشه باهاش درد و دل میکرد و حداقل یه کوچولو موجب آرامش ا/ت میشد.
+ بهم توجه نمیکنه... شبا دیر میاد خونه... پسم میزنه
سونا لبش رو بین دندونش گرفت
رفیقش خیلی شکسته بود
خیلی!
نمیدونست چیکار کنه تا حال و هوای ا/ت یکم عوض کنه
با یادآوری چیزی گوشیش رو از توی کیفش بیرون آورد
× راستی رفیق مامانم دیشب چند تا عکس از یونا برام فرستاد...نگاش کن چقدر کیوت شده
یونا خواهر کوچیکه سونا بود که همراه مادرش به خارج از کره رفتن
ا/ت با دیدن عکس ها لبخندی زد
+ چقدر خوشگل شده
× اوهوم....ا/ت من میتونم یکم دیگه قهوه بیارم؟
+ البته میدونی که کجاست؟
"هومی" کشید و به سما آشپز خونه رفت
مشغول ریختن قهوه بود و اصلا یادش نبود که گوشیش دست است و در حال گردشه توی گوشیش
ا/ ت عکس ها رو دونه دونه رد میکرد و با دیدن عکسهای خودش و سونا توی شهربازی لبخندهای بی جونی میزد
عکس بعدی رو هم رد کرد و به یه فیلم رسید
با پلی کردن فیلم و دیدن سونا و جین که در حال لب گرفتن توی بار از هم بودن
جیغی کشید و گوشی رو به سمتی پرت کرد!!!!
با صدای جیغ سریع از آشپزخونه خارج شد و با دیدن فیلم و گوشیش روی زمین و ا/ت ایی که روی گوش هاشو گرفته بود شوکه شد!
اصلا یادش نبود که فیلم رو هنوز داره!!!!
الان چیکار میکرد؟؟؟؟
ا/ت دوباره بی اختیار شروع به گریه کردن ، کرد.
+ س سوناا...بگو....بگو که اون شخص...تو نیستی!!!!
بالاخره یروز قرار بود بفهمه...پس بهتر بود راستشو میگفت
× ....من...من متاسفم...ا/ت
+ یعنی چییییی؟؟؟؟؟ برای چی متاسفمی؟؟؟
به سونا حمله کرد و یقه ی لباسشو گرفت
+ جواب منو بدهههه.... بگو اون تو نیستییی!!!!
× اون...اون منم
با گفتن این جمله دستاش دور یقه سونا شل شد و روی زمین افتاد
× هفته ی پیش توی بار من خیلی مست بودم...جین رو توی بار دیدم و اونم مست بود دست خودم نبود یهو...يهو بوسیدمش...اونم منو برد به یکی از اتاق ها و.....
+ ......چ...چی
× ا/ت....باور کن مست بودیم....منم تا همین الان بخاطر این بچه...
های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
و اینکه قراره با این چند پارتی اشک هاتون در بیارم
- ۱۳.۲k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط