{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی فکر میکنم اگه میتونستم یک مدت طولانی به خواب هایم پن

گاهی فکر میکنم اگه میتونستم یک مدت طولانی به خواب هایم پناه ببرم وقتی بیدار شدم همون چند لحظه ی اولی که ذهنم نیمه بیداره و چیزی یادش نمیاد..توی همون چند لحظه غفلت ، میشد شیرینی یک لبخند ، نصیب تلخیِ فنجان زندگیم بشه؟
فکر میکنم شاید میشد دوباره قلب سرما زده ام برای چند لحظه ، طعم فراموش شده ی شادی رو بچشه اگه فقط تو اون چند لحظه ، ذهنم ، هیچ چیز از من و دنیای اطرافم بهم یاداوری نمیکرد...

#افکار_آبی
دیدگاه ها (۱۹)

تاوانِ یک نگاه

تاوانِ یک نگاه

وایب کتاب هایی با داستان عاشقانه کلاسیک:)

کتابخانه ی عزیزم اگر روزی تمام اهالی دنیا رهایم کردند به آغو...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

#بوسه_مرگ "پارت ۶۵"همین که جونگ‌کوک از کتابخونه بیرون رفت، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط