{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب چشام از خون تر شد

یه شب چشام از خون تر شد
قلب دو عالم مضطر شد
شبی که توی ویرونه
عمه رقیه پرپر شد
براش وقتی آوردن سرو
تا دید زخمِ جای خنجرو
چشماش بسته شد
تا از باباش گرفت
بوسه های آخرو
من گریه میکردم
خدا گریه میکرد
زمین و زمون اون شب
به حال ما گریه میکرد😭🖤

#امام_باقر (ع)
#شهادت_امام_محمد_باقر 🖤
دیدگاه ها (۰)

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

Part ¹¹اسلاید 2 : دستکش بوکس های جونگکوکویو لیلیپشت دیوار وا...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

یا حضرت خدیجه (س)از درد غربت داشت کوثر گریه میکردزهرا به روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط